تبليغاتX
حزب الله
یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 ساعت 21:7


اى فرزند، اگر بهشت را دوست دارى ، بدان كه خداوند طاعت را دوست دارد. پس دوست بدار آنچه را خدا دوست دارد،تا آنچه را دوست دارى به تو عطا نمايد. و اگر دوزخ را دوست ندارى ، بدان كه پروردگار تو معصيت را دوست ندارد. پس دوست مدار آنچه را خداوند دوست ندارد، تا خداوند ترا از آنچه دوست ندارى نجات بخشد.


اى فرزند :توبه را به تاءخير مينداز كه مرگ ناگهان مى رسد.


غنايت را در قلب نگهدار، و فقرت را براى ديگران بازگو مكن .


آتش آتش را خاموش نكند و شرشر را ، پس آتش بدى را با نيكى خاموش ساز.


با سه كس مدارا كن : مريض ، سلطان ،همسر.


قانع باش تا غنى باشى ، و متقى باش تا عزيز باشى .


از زنان بد، به خدا پناه ببر ، و از خوبان ايشان نيز بر حذر باش .


آنچه را نمى دانى بياموز، و آنچه را مى دانى بياموزان .


بى نيازترين مردم كسى است كه به آنچه دارد قناعت كند، و نيازمندترين مردم كسى كه چشمش به دست مردم باشد.


بكوش امروزت از ديروزت بهتر، و فردايت از امروزت نيكوتر باشد. زيرا هركس كه دو روزش مساوى باشد زيان ديده ، وكسى كه امروزش از ديروزش بدتر باشد ملعون است .


از مردم پند گير پيش از آنكه از تو پند گيرند.

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه بیست و هشتم مهر 1386 ساعت 15:54

روزى امام صادق عليه السلام خطاب به شاگردانش فرمود: تاكنون چه چيزى از من آموخته ايد؟


يكى از شاگردان : هشت مسئله آموخته ام .


امام صادق عليه السلام : آنها را برايم بيان كن تا بدانم . شاگرد گفت :


1 - ديدم هر محبوبى حبيب خود را هنگام مرگ رها مى كند و از او جدا مى شود، پس همت وسعى خود را مصروف داشتم به چيزى كه از من جدا نگردد و مرا تنها نگذارد، بلكه در تنهائى انيس و مونس من باشد.و آن عمل خير است كه پس از مرگ نيز با من است .

خداوند متعال فرمود: مَن يَعمَل خَيراً يُجزَ بِهِ

امام عليه السلام : احسنت ، آفرين .


2 - گروهى را ديدم كه به حسب و نسب خود فخر مى كنند، و گروهى ديگر به مال و فرزند خود، و حال آنكه اينها فخر ندارد. من فخر عظيم را در كلام خدا ديدم كه فرمود: اِنَّ اَكرَمَكُم عِندَاللهِ اَتقيكُم پس تلاش كردم نزد خدا كريم باشم .
امام عليه السلام : احسنت ، آفرين .


3 - ديدم مردم به لهو و لعب ، و طرب و شادى سرگرم هستند و شنيدم كه خداوند فرمود: واَما مَن خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفسَ عَنِ الهَوى فَإِنَّ الجَنَّةَ هِىَ المَاءوى (57)
هر كس از خداى خويش بر انجام گناه بترسد و نفس خويش را از هوى و هوس باز دارد جايگاه او بهشت است .
بنا بر اين سعى كردم هوى و هوس را از خودم دور كنم ، و بر طاعت و عبادت الهى مداومت ورزم .
امام عليه السلام : احسنت ، آفرين .


4 - ديدم هر كس چيزى بدست مى آورد، در حفظ او مى كوشد در حالى كه خداوند مى فرمايد: مَن ذاَالَّذى يُقرِضُ اللهَ قَرضاً حَسَناً فَيُضاعِفهُ لَهُ وَ لَهُ اَجرٌ كَريمٌ
هر كس به خداوند و در راه او قرض الحسنه بدهد، پس خدا آن را چند برابر به او بر گرداند و ثواب بسيارى به او خواهد داد.
پس من مضاعفه را دوست دارم و چيزى را محفوظتر از آنچه نزد خدا باشد نمى بينم . به همين جهت هرگاه چيزى عزيز و بزرگ به دست مى آورم به وسيله آن به خدا رو مى آورم و در راه خدا به مصرف مى رسانم تا ذخيره اى براى آخرت باشد كه به آن نياز پيدا خواهم كرد.
امام عليه السلام : احسنت ، آفرين .


5 - ديدم بعضى از مردم به بعضى ديگر حسد ورزند خداوند مى فرمايد:
نَحنُ قَسَّمنا بَينَهُم مَعيشَتَهُم فِى الحَيوةِ الدُّنيا وَ رَفَعنا بَعضَهُم فَوقَ بَعضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعضُهُم بَعضا سُخرِيا وَ رَحمَةُ رَبِّكَ خَيرٌ مَمايَجمَعُونَ
ما روزى مردم را در زندگانى دنيا ميان ايشان قسمت نموديم و بعضى را بر بعضى ديگر برترى بخشيديم تا براى رفع نيازمنديهاى خود ديگران را بكار گيرند. وبا تعاون و همكارى نيازهاى يكديگر را بر طرف سازند، و رحمت پروردگار تو بهتر است از آنچه مردم در دنيا انباشته مى كنند.
پس وقتى دانستم رحمت واسعه الهيه از آنچه مردم جمع مى كنند بهتر است ، به هيچكس حسد نورزيدم و بر آنچه از دنيا از دست دادم تاءسف نخوردم .
امام عليه السلام : احسنت ، آفرين .


6 - ديدم بعضى از مردم با بعضى ديگر در مسائل دنيوى و لذات نفسانى با هم كينه و دشمنى مى ورزند، وشنيدم كلام خدا را كه فرمود:
اِنَّ الشَّيطانَ لَكُم عَدُوُّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوا
پس به دشمنى با شيطان روى آوردم و از دشمنى با غير او اعراض كردم .
امام عليه السلام : احسنت ، آفرين .


7 - ديدم مردم در طلب رزق و جمع مال بسيار تلاش مى كنند و خود را بزحمت مى اندازند در حالى كه شنيدم خداوند فرمود:
وَ ما خَلَقتُ الجِنَّ وَالاِْنْسَ اِلا لِيَعْبُدُونَ * مااُريدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما اُريدُ اَنْ يُطعِمُونَ * اِنَّ اللهَ هُوَ الرَّزاقُ ذُوالقُوَّةِ المَتينُ
هدف خلقت جن و انس معرفت و پرستش خداوند است . من از مردم روزى و اطعام نمى خواهم ، همانا خدا روزى رسان توانا و نيرومند است .
پس دانستم وعده خدا حق ، و سخن او راست است . آنگاه به وعده او آرام گرفتم و به سخن او راضى شدم و به حق او بر من توجه نمودم و از آنچه براى من نزد غير اوست روى گرداندم .
امام عليه السلام : احسنت ، آفرين .


8 - ديدم گروهى از مردم به سلامتى و نيروى بدنى خود، بعضى ديگر به كثرت اموال ، و جمعى به كثرت اولاد اعتماد نموده ، و به آينده خويش دل خوش كرده اند، در حالى كه شنيدم خداوند فرمود:
وَ مَن يَتَّقِ اللهَ يَجعَل لَهُ مَخرَجا * وَ يَرزُقهُ مِن حَيثُ لايَحتَسِبُ وَ مَن يَتَوَكَّلُ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمرِهِ قَد جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَيى ءٍ قَدرا.
كسى كه تقواى الهى پيشه سازد، خداوند او را از شبهات و مشكلات و فتنه هاى دنيا، و شدائد و خطرات آخرت به سلامت بيرون خواهد آورد، و از راهى كه تصور نمى كند و به حساب نمى آيد روزى او را خواهد داد. هر كس بر خدا توكل كند خدا او را كفايت نمايد و به هدف و مرادش مى رساند، و خداوند براى هر چيزى اندازه اى قرار داده است .
بنابراين من بر خدا توكل كردم و اعتمادم از غير او زائل گشت .
امام صادق عليه السلام پس از شنيدن اين هشت مطلب فرمود: به خدا سوگند، تورات ، انجيل ، زبور، فرقان و ساير كتب آسمانى به اين مطالب هشتگانه بر مى گردد.

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 ساعت 22:55

موانع استجابت دعا

 

در دعاي كمیل امیر مؤ منان علیه السلام به این نكته برمي خوریم كه اگر بر سر راه دعا عایق و مانعي قرار گیرد و شخص داعي توجه به مانع نكرده و آن را رفع ننماید، اجابت نیز انجام نخواهد گرفت . حضرت با جمله اللهم اغفرلي الذنوب التي تحبس الدعاء به این شرایط مهم اشاره فرموده و گناه را اساسي ترین مانع دعا قرار داده اند، سپس براي علاج آن ، دستور به استغفار داده اند.

در این زمینه روایتي نیز به ما رسیده است - كه معاذ بن جبل از پیامبر اكرم صلي الله علیه و آله و سلم نقل مي كند - و در آن به بسیاري از موانع دعا اشاره شده است در آن روایت پیامبر اكرم اشاره به باطن اعمال فرموده اند؛ آن هم باطني كه حتي از دید و علم ملائكه حامل اعمال مخفي مي ماند.

ما در این جا این روایت را نقل به معني نموده و مورد بحث خود را در این مقطع نقل مي نماییم و از ذكر آنچه كه فعلا مربوط به مبحث ما نیست صرف نظر مي نماییم .

 

از جمله موانع قبولي اعمال (به طور مطلق) كه قعطا شامل دعا نیز مي‌شود، اینها را مي‌توان نام برد :

1.     غیبت برادران دیني .

2.     عملي كه بنده به وسیله آن در پي كسب منفعت دنیایي باشد.

3.     تكبر بر خلایق .

4.     خود بزرگ بیني و عجب .

5.     حسد نسبت به آنان كه به علم و عمل اشتغال دارند.

6.     عدم شفقت و ترحم نسبت به دیگران .

7.     عملي كه بنده به واسطه آن ، قصد معروف شدن در بین مردم را دارد.

8.     عمل را به خاطر خدا به جا نیاورده است .

9.     زبان او موجب ایذاء دیگران است .

10.    گناهان خود را بر عهده دیگران مي گذارد.

11.    با بزرگداشت خود دیگران را تحقیر مي نماید.

12.    با پاك جلوه دادن خود، به آلودگي دیگران اشاره مي نماید.

13.    به واسطه دنیا مي خواهد آخرت را تاءمین كند.

14.    به دیگران فحاشي مي نماید.

15.    در حضور دیگران به نجوا مي پردازد.

16.    در او نسبت به مردم حالت گزندگي است .

 

موارد ذكر شده مجموعه اي است از موانع قبولي اعمال ، به خوبي روشن است كه این ها موانع دعا هم هستند، زیرا دعا خود عملي است كه عبادت بوده و موجب قرب الهي مي گردد و اگر مورد قبول واقع شود، به دنبال خود اجابت هم دارد؛ ولي اگر مردود گردد مضمون آن نیز مقبول نشده و قهرا به اجابت نخواهد رسید.

 

 

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 ساعت 19:20

زندگی نامه آیت الله اشرفی اصفهانی

زندگی نامه آیت الله اشرفی اصفهانی

آیت الله اشرفی اصفهانی در سال 1281 ش در خمینی شهر اصفهان در خانواده ای روحانی متولد شد . شهید اشرفی تحصیلات ابتدایی مقدماتی را در خمینی شهر گذرانده و در سن 12 سالگی جهت ادامه تحصیل راهی اصفهان شد و طی حدود ده سال از محضر علمایی چون آیت الله سید مهدی درچه ای ، آیت الله سید محمد نجف آبادی، مرحوم فشاركی مرحوم مدرس استفاده كردند.

ایشان دوران طلبگی خود را با نهایت عسرت و مشقت اقتصادی گذراند و در مدتی كه در حوزه اصفهان بودند هر هفته فاصله میان اصفهان تا خمینی شهر را كه دوازده كیلومتر بود طی می كردند خود می فرمود: دوشنبه خواركم تمام می شد سه شنبه دو ریال پولم را خرج می­كردم، چهارشنبه كه آخرین روز تحصیل بود بدون پول و غذا می گذراندم .

ایشان در توصیف شرایط تحصیلاتش در اصفهان می گوید:

در زمانی در حجره­ای با سه نفر دیگر در مدرسه نوریه اصفهان زندگی می­كردیم . بسیاری از روزها نه چای داشتیم نه نفت و نه قند. برای مطالعه در شب از نور چراغ نفتی توالتهای مدرسه استفاده می كردم. در روزهای جمعه به یكی از مساجد دور افتاده اصفهان می­رفتم  و از صبح تا عصر درآن­مسجد درس های یك هفته را دوره می كردم در مدت دوازده ساعتی كه آنجا مطالعه می كردم غذای من فقط  مقداری دانه ذرت برشته بود.

در سال 1302ش در سن بیست سالگی جهت ادامه تحصیل و نیل به مقامات عالیه و دینی رهسپار حوزه علمیه قم گردید. در تمام طول مدت بیست و سه سال اقامت در قم و ایشان تنها سه یا چهار ماه با خانواده خود بودند و بقیه این سالها را  تنها مجرد سپری كردند.

شهید اشرفی با همه مشكلات و مسائل آن زمان، در تحصیل علوم اسلامی و دینی جدیت به خرج می­داد. وپس از اندك زمانی از فضلا و مدرسین نامی و برجسته حوزه علمیه قم به شمار می­آمد و در سن 40 سالگی اجازه اجتهاد خود را از آیت الله خوانساری دریافت كرد.

زندگی نامه آیت الله اشرفی اصفهانی

لذا مدت دوازده سال كه آیت الله اشرفی در محضر ایشان حضور می یافت تمام دروس آن مرحوم را می­نوشت و این نوشته ها ما هنوز موجود می باشد .

در سال 1335 ش شهید اشرافی بنا به دستور مرحوم آیت الله بروجردی جهت تبلیغ و نشر معارف و احكام  دین و تقویت بنیه دینی و مذهبی اهالی كرمانشاه به انجام اعزام و رحل اقامت افكند پس از ورود به كرمانشاه طلاب و شاگردان بسیاری را تربیت نمود.

با اوج گیری انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت آیت الله امام خمینی (ع) شهید اشرفی نیز حركت های وسیعی را در كرمانشاه پایه گذاری كرد . عمده ترین مراسم كه تا آن روز سابقه نداشت در واقع جرقه­ای بود در جهت شعله ور شدن یك آتش عظیم در این منطقه مجلس بزرگداشت شهادت آیت الله حاج سید مصطفی خمینی بود كه بنا به دعوت و اطلاعیه شهید اشرفی اصفهانی در مسجد آیت الله بروجردی منعقد گردید در مجلس سخنرانی های پر هیجان و انقلابی مطرح شد. و ساواك با و جود بسیج تمام نیرو وقوای خود برای دستگیری و كار شكنی در مراسم موفق نشد سخنرانان به طور مخفیانه از شهر خارج شدند.

شهید آیت الله اشرفی اصفهانی پس از 80 سال زندگی پرافتخار و خدمت به اسلام و قرآن، توسط یكی از مزدوران آمریكا و منافقین كوردل در ساعت 15/12 ظهر 23 مهرماه 1361 در سنگر نماز جمعه مسجد جامع و در محراب نماز به افتخار شهادت نائل آمد و طومار زندگی پرافتخارش نه تنها بسته نشد بلكه ورقی دیگر خورد و نامش در صحنه گیتی مانند خورشید برای همیشه می درخشد. این نوشتار خلاصه ای از زندگی نامه این شهید بزرگوار می باشد.

زندگی نامه آیت الله اشرفی اصفهانی

شهید بزگوار حضرت آیت الله حاج آقا عطاء الله اشرفی اصفهانی در سال 1323 هجری قمری در یك خانواده روحانی در خمینی شهر متولد شد. وی فرزند مرحوم حجت الاسلام و المسلمین میرزا اسدالله فرزند مرحوم حجت الاسلام میرزا محمد جعفر بود و جد اعلای ایشان از علمای بزرگ جبل عامل بود. وی تنها فرزند ذكوری بود كه از پدرشان بیادگار مانده بود و پس از دوران كودكی جهت تحصیل علوم دینیه به شهر اصفهان رهسپار شد.

تحصیلات:

شهید آیت الله اشرفی از آغاز كودكی برای تحصیل علوم دینیه به حوزه علمیه آمد و ابتدا در یكی از مدارس قدیمی به نام مدرسه نوریه به تحصیل مشغول شد و مدت 10 سال بطور متوالی در حوزه علمیه اصفهان اشتغال به تحصیل داشتند. سپس در سن 22 سالگی جهت ادامه تحصیل و طی مدارج عالیه علوم اسلامی رهسپار حوزه علمیه قم شد.

ایشان جمعا مدت 23 سال در حوزه علمیه قم و 12 سال در حوزه علمیه اصفهان بود و در این مدتی كه در این دو حوزه علمیه اشتغال داشت ضمن كسب علم و دانش و نیل به درجات عالیه اجتهاد، مورد توجه خاص اساتید بزرگ و علما بود و مرحوم آیت الله بروجردی و مرحوم آیت الله حاج سید محمدتقی خوانساری به ایشان عنایت خاصی داشتند. بطوریكه هر وقت به اصفهان می رفت و سپس به قم مراجعت می كرد این دو بزرگوار و همچنین دیگر علما از ایشان دیدن می كردند.

خدمات آن شهید بزرگوار:

1- تاسیس حوزه علمیه امام خمینی در باختران و اداره این حوزه با بیش از 60 نفر طلاب.

2- بازسازی مدرسه مرحوم آیت الله بروجردی.

3- توسعه كتابخانه مدرسه مرحوم آیت الله بروجردی كه قریب دو هزارجلد به كتابهای آن اضافه نمودند.

4- تاسیس حوزه علمیه جهت خواهران، كه پس از شهادت ایشان به نام حوزه علمیه شهید محراب نامگذاری شد.

5- ایجاد وحدت كامل بین روحانیت شیعه و سنی كه از بزرگترین خدمات آن شهید است كه در طول تصدی مسئولیت بعنوان امام جمعه در این رابطه سمینارهای متعددی در شهرهای مختلف بویژه با حضور برادران اهل سنت تشكیل داد كه اثرات بسیار مطلوبی داشته است.

6- بازسازی مسجد جامع باختران كه از بركت نماز جمعه این مسجد بازسازی كامل شده است.

7- بازنمودن شماره حسابهای متعدد به نام مهاجرین جنگی و جبهه جنگ و بازسازی مناطق جنگی و همچنین كمك به سیل زدگان خوزستان و زلزله كرمان و طبس كه تمام وجوه این شماره حسابها جمع آوری و برای نجات برادران و خواهران آسیب دیده و برادران رزمنده صرف شده است.

نقش شهید در دوران دفاع مقدس:

زندگی نامه آیت الله اشرفی اصفهانی

با آغاز جنگ تحمیلی و بسیج همه جانبه مردم و قوای مسلح برای حضور در جبهه و پشتیبانی جبهه های جنگ، آیت الله اشرفی نیز با مهم توصیف كردن مسئله جنگ، در مدت 25 ماه در تمام خطبه های نماز جمعه و مصاحبه ها و پیام های خود به حضور مردم در جبهه ها تأكید می ورزیدند.

شهید محراب، دائماً با حضور در جبهه ها به دیدار رزمندگان می شتافت و مقید بود كه برای آنان سخنرانی كند. و با یكایك رزمندگان مصافحه می كرد و با آنان به گفتگو می نشست و می فرمود: "وقتی به جبهه می روم تا مدتی روحیه ام قوی می شود."

علی رغم كهولت سن مسافت های طولانی و راه های صعب العبور را به عشق دیدار دلاور مردان جبهه توحید، با وسایل نقلیه نظامی در شرایط دشوار می پیمود. بارها در جبهه های ایلام، قصر شیرین و پادگان ابوذر، گیلان غرب، نوسود، بستان، آبادان، خرمشهر، سومار حضور یافت و با سخنرانی های دلنشین، به سپاهان اسلام روحیه بخشید. پس از آزادی قصر شیرین به آن شهر سفر كرد و با خواندن دو ركعت نماز شكر در مسجد این شهر،‌ سپاسگزاری خود را به درگاه خداوند به جای آورد.

وجود آن روحانی جلیل القدر در مناطق عملیاتی سبب دلگرمی رزمندگان و باعث شور و شوق بسیار در آنها می گردید. یك بار پس از عزیمت به منطقه جنوب، عازم شهر آزاد شده بستان گردید و زیر بمباران وحشیانه دشمن وارد شهر شد و از آنجا عازم آبادان شد. هنگام آغاز عملیات فتح المبین در دوم فروردین 1361، در قرارگاه حضور یافت و پیشنهاد كرد عملیات به نام حضرت زهرا سلام الله علیها نامگذاری شود.

زندگی نامه آیت الله اشرفی اصفهانی

در دومین سفر خود به خوزستان پس از آزادی خرمشهر، عازم اهواز شد و مردم این شهر نماز شكر را به امامت ایشان به جای آوردند. بعداز ظهر همان روز علی رغم مخالفت فرماندهان، وی و امام جمعه اهواز عازم منطقه خرمشهر شدند و پس از ورود به شهر، به مسجد جامع در جمع رزمندگان حضور یافتند و فرمودند:

"امروز یكی از روزهای مهم اسلامی و یوم الله است و از جمله آرزوهای من فتح خرمشهر بود كه بحمدالله من زنده ماندم و این روز را دیدم."

در شب جمعه هشتم مهر 1361 در منطقه غرب، عملیات مسلم بن عقیل با حضور شهید و تنی چند از مقامات كشوری و لشكری آغاز شد. ایشان در آن شب حال عجیبی داشت و یك لحظه آرام نداشت و تا صبح به دعا و مناجات مشغول بود و لحظه ای هم به استراحت نپرداخت. نزدیكی های صبح بود كه یك عدد گلوله توپ در نزدیكی چادر ایشان منفجر شد.

فرماندهان جهت ترك آن محل اصرار كردند،‌اما ایشان نپذیرفت و فرمود:

"من از این محل نمی روم و آماده هر گونه مسئله ای هستم، زیرا خون من رنگین تر و جان من عزیزتر از این عزیزان رزمنده نیست. من باید تا پایان عملیات اینجا باشم." سرانجام شهید محلاتی، عبا و عمامه ایشان را برداشت و بر سر و دوش ایشان گذاشت و عصا را به دستش داده و او را عازم كرمانشاه كرد.

زندگی نامه آیت الله اشرفی اصفهانی

در پشت جبهه هم فعالیت های چشگیری داشت كه از جمله آنها افتتاح حسابی در بانك برای جمع آوری كمك های نقدی به جبهه ها بود. حساب دیگری نیز جهت كمك به مهاجران جنگ افتتاح كردند. حساب دیگری نیز جهت بازسازی منطقه گیلان غرب كه به استان كرمانشاه محول شده بود، اختصاص دادند.

شهید به مسئله وحدت بین شیعه و سنی اهمیتی فوق العاده می داد و اقدامات ایشان در این زمینه بسیار مؤثر واقع می شد.

شهادت آن شهید بزرگوار:

ایشان پس از 80 سال زندگی پرافتخار خود و خدمت به اسلام و قرآن توسط یكی از مزدوران امریكا و منافقین كوردل در ساعت 15/12 ظهر 23 مهرماه 1361 در سنگر نماز جمعه مسجد جامع و در محراب نماز به افتخار شهادت نائل آمد و طومار زندگی پرافتخارش نه تنها بسته نشد بلكه ورقی دیگر خورد و نامش در صحنه گیتی مانند خورشید برای همیشه می درخشد،‌ روحش شاد و نامش جاویدان باد.

 

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 ساعت 10:29


گروهى در دريا گرفتار طوفان شدند، كشتى ايشان شكست و همه غرق شدند، جز زنى كه بر روى تخته شكسته اى قرار گرفت و نجات يافت ، و خود را به جزيره اى رساند. در آن جزيره جوان راهزن فاسقى بود. چون آن زن را بديد، گفت : تو انسانى يا پرى ؟


گفت : انسان هستم .


هنگامى كه آن فاسق به قصد كامجوئى به آن زن نزديك شد و دست تجاوز به سوى او دراز كرد، زن مضطرب گشت و بر خود لرزيد.


جوان پرسيد: چرا مضطرب شدى ، و وحشت كردى ؟


زن با ايمان گفت : از خداى خويش بر اين عمل مى ترسم .


جوان فاسق پرسيد: آيا تا كنون چنين گناهى مرتكب گشته اى ؟


گفت : هرگز.


جوان فاسق يك لحظه به خود آمد، و خطاب به آن زن پاكدامن گفت : تو هرگز در تمام مدت عمر، چنين گناهى نكرده اى ، و چنين از خداى خويش مى ترسى ، و حال آنكه ارتكاب اين عمل به اختيار تونيست و من تو را مجبور ساخته ام .

 پس من به ترس از خدا سزاوارترم كه تاكنون بارها مرتكب چنين عمل زشتى شده ام .


پس از قصد خود منصرف شد و از نزد آن زن برخاست ، و از اعمال زشت گذشته خويش پشيمان گشت و توبه نمود، و به سوى خانه خود برگشت .


در ميان راه به راهبى بر خورد. با او همراه شد. آفتاب سوزان بر آنها مى تابيد.


راهب : آفتاب خيلى گرم است . دعا كن خدا ابرى بفرستد تا بر ما سايه افكند.


جوان : من بواسطه اعمال زشتى كه انجام داده ام و هيچ كار نيكى نكرده ام ، نزد خدا آبروئى ندارم كه دعايم مستجاب شود.


راهب : پس من دعامى كنم ، تو آمين بگوى . چنين كردند.


پس از مدت كوتاهى ابرى ظاهر شد و بر سر آنها سايه افكند و آن دو در سايه ابر مسافتى طولانى راه پيمودند، تا اينكه به دو راهى رسيدند.جوان از راهى ، و راهب به راهى ديگر رفت . و آن ابر در مسير حركت جوان قرار گرفت و راهب در آفتاب سوزان ماند.


راهب : اى جوان ، تو از من بهتر بودى ، زيرا دعاى تو مستجاب شد. بگوچه كرده اى كه مستحق اين كرامت شده اى ؟


جوان قصه خود را براى راهب نقل كرد.


راهب گفت : اى جوان ، چون تو از خوف خدا ترك معصيت نمودى و توبه كردى ، خداوند گناهان گذشته ترا آمرزيده است ، و بايد سعى كنى در آينده خوب باشى و هرگز مرتكب گناه نشوى .

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه بیست و یکم مهر 1386 ساعت 20:13
 

به مناسبت فرا رسيدن عيد سعيد فطر مقاله اي را در گروپ گذاشتم که درباره عيد فطر ميباشد.

 

اميد وارم که برايتان مفيد باشد.

اين مقاله را ميتوانيد از لينک زير دانلود نماييد:

دانلود مقاله

التماس دعا

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 19:4
با سلام و تبریک عید سعید فطر و آرزوی قبولی طاعات و عبادتتون

فردا ما، اعضای گروه مذهبی حزب الله در نماز باشکوه عید فطر شرکت خواهیم کرد و همبستگی خود را ،همبستگی مسلمانان ایران را به جهان و دشمنان اسلام نشان خواهیم داد.

وعده ما :

درب شمالی مصلای امام خمینی(ره) (درب واقع در اتوبان آیت الله حکیم)

ساعت   ۷:۳۰  صبح

با حضور در این نماز با شکوه وحدت مسلمانان را به تمامی جهان نشان خواهیم داد.

به امید دیدار

التماس دعا 

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 18:53

 

 

 

 

 

از جمله ليالى شريفه شب عيد فطر مي باشد و در فضيلت و ثواب عبادت و احياى آن احاديث ‏بسيار وارد شده و روايت‏ شده است كه آن شب كمتر از شب قدر نيست. براي درک اين شب عزيز انجام اعمالي از ائمه عليهم السلام به ما سفارش شده است :

 

1- در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود .

2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست از حق تعالى و بيتوته در مسجد احيا گردد.

3- بعد از نماز مغرب و عشاء ، نماز صبح و نمازعيد فطر ذکر؛" الله اكبر الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا " گفته شود.4- بعد از نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوى آسمان بلند کرده و بگويد:" يا ذاالمن و الطول يا ذاالجود يا مصطفي محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفرلي كل ذنب احصيته وهو عندك في كتاب مبين." پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگويد: " اتوب الى الله " پس هر حاجت كه دارد از حق تعالى بخواهد كه ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد. در روايتي از ‏شيخ آمده كه: بعد از نماز مغرب به سجده رود و بگويد" يا ذاالحول يا ذاالطول يا مصطفيا محمدا و ناصره صل على محمد و آل محمد واغفرلي كل ذنب اذنبته و نسيته انا و هو عندك في كتاب مبين." سپس صد مرتبه " اتوب الى الله " بگو.

4- بعد از نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوى آسمان بلند کرده و بگويد:" يا ذاالمن و الطول يا ذاالجود يا مصطفي محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفرلي كل ذنب احصيته وهو عندك في كتاب مبين." پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگويد: " اتوب الى الله " پس هر حاجت كه دارد از حق تعالى بخواهد كه ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد. در روايتي از ‏شيخ آمده كه: بعد از نماز مغرب به سجده رود و بگويد" يا ذاالحول يا ذاالطول يا مصطفيا محمدا و ناصره صل على محمد و آل محمد واغفرلي كل ذنب اذنبته و نسيته انا و هو عندك في كتاب مبين." سپس صد مرتبه " اتوب الى الله " بگو.

5- زيارت امام حسين عليه السلام كه فضيلت ‏بسيار دارد.

6- ده مرتبه ذكر" يا دائم الفضل علي البرية يا باسط اليدين بالعطية يا صاحب المواهب السنية صل علي محمد و آله خيرالوري سجية واغفرلنا يا ذاالعلي في هذه العشية." كه از اعمال شب جمعه است، گفته شود.

7- ده ركعت نماز كه در شب آخر ماه رمضان اقامه مي شود که به صورت پنج  نماز دو رکعتي ، در هر رکعت بعد از حمد، سوره توحيد ده بار خوانده شود. و در رکوع و سجود ده مرتبه ذکر" سبحان الله والحمدلله و لا اله الاالله والله اکبر" گفته شود. پس از نماز هزار مرتبه استغفار کند و بعد از آن سر به سجده گذارد و بگويد:" يا حي يا قيوم يا ذاالجلال و الاکرام يا رحمان الدنيا والاخرة و رحيمهما يا ارحم الراحمين يا اله الاولين والآخرين اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صيامنا و قيامنا."

8- بعد از نماز مغرب و نافله آن دو ركعت نماز بجا آورد، در ركعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحيد و در رکعت دوم بعد از حمد، يك مرتبه توحيد بخواند. بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه ذکر" اتوب الى الله " گفته شود. پس از آن بگويد: " يا ذاالمن والجود يا ذاالمن والطول يا مصطفي محمد صلى الله عليه وآله صل على محمد وآله و افعل بي كذا و كذا و به جاى کذا حاجات خود را بطلبد و روايت است كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام اين دو ركعت را به اين كيفيت ‏بجا مى‏آورد پس سراز سجده برمى‏داشت و مى‏فرمود به حق آن خداوندى كه جانم به دست قدرت او است هر كه اين نماز را بخواند، هر حاجتي از خدا بطلبد البته عطا كند و اگر به عدد ريگ هاى بيابان گناه داشته باشد خدا بيامرزد. و در روايت ديگر به جاى هزار مرتبه توحيد صد مرتبه وارد شده است. شيخ و سيد بعد از نماز اين دعا را نقل كرده‏اند: " ياالله ياالله ياالله يا رحمان ياالله يا رحيم ياالله يا ملك ياالله يا قدوس ياالله يا سلام ياالله يا مؤمن ياالله يا مهيمن ياالله يا عزيز ياالله يا جبار يا الله يا متكبر ياالله يا خالق ياالله يا بارئ ياالله يا مصور ياالله يا عالم ياالله يا عظيم ياالله يا عليم ياالله يا كريم ياالله يا حليم ياالله يا حكيم ياالله يا سميع ياالله يا بصير ياالله يا قريب ياالله يا مجيب ياالله يا جواد ياالله يا ماجد ياالله يا ملي ياالله يا وفي ياالله يا مولى ياالله يا قاضي ياالله يا سريع ياالله يا شديد ياالله يا رئوف ياالله يا رقيب ياالله يا مجيد ياالله يا حفيظ ياالله يا محيط ياالله يا سيدالسادات ياالله يا اول ياالله يا آخر ياالله يا ظاهر ياالله يا باطن ياالله يا فاخر ياالله يا قاهر يا الله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا ودود ياالله يا نور ياالله يا رافع ياالله يا مانع ياالله يا دافع ياالله يا فاتح ياالله يا نفاح [نفاع] ياالله يا جليل ياالله يا جميل ياالله يا شهيد ياالله يا شاهد ياالله يا مغيث ‏ياالله يا حبيب ياالله يا فاطر ياالله يا مطهر ياالله يا ملك ياالله يا مقتدر ياالله يا قابض ياالله يا باسط ياالله يا محيي ياالله يا مميت ‏ياالله يا باعث‏ ياالله يا وارث ياالله يا معطي ياالله يا مفضل ياالله يا منعم ياالله يا حق ياالله يا مبين ياالله يا طيب ياالله يا محسن ياالله يا مجمل ياالله يا مبدئ ياالله يا معيد ياالله يا بارئ ياالله يا بديع ياالله يا هادي ياالله يا كافي ياالله يا شافي ياالله يا علي ياالله ياعظيم ياالله يا حنان ياالله يا منان ياالله يا ذاالطول ياالله يا متعالي ياالله يا عدل ياالله يا ذاالمعارج ياالله يا صادق ياالله يا صدوق ياالله يا ديان ياالله يا باقي ياالله يا واقي ياالله يا ذاالجلال ياالله يا ذاالاكرام ياالله يا محمود ياالله يا معبود ياالله يا صانع ياالله يا معين ياالله يا مكون ياالله يا فعال ياالله يا لطيف ياالله يا غفور ياالله يا شكور ياالله يا نور ياالله يا قدير ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله اسالك ان تصلي على محمد و آل محمد و تمن علي برضاك و تعفو عني بحلمك و توسع علي من رزقك الحلال الطيب من حيث احتسب و من حيث لا احتسب فاني عبدك ليس لي احد سواك ولا احد اساله غيرك يا ارحم الراحمين ما شاء الله لا قوة الا بالله العلي العظيم.

پس به سجده مى‏روى و مى‏گويى: ياالله ياالله ياالله يا رب يا رب يا رب يا منزل البركات بك تنزل كل حاجة اسالك بكل اسم في مخزون الغيب عندك والاسماء المشهورات عندك المكتوبة على سرادق عرشك ان تصلي على محمد وآل محمد وان تقبل مني شهررمضان و تكتبني من الوافدين الى بيتك الحرام و تصفح لي عن الذنوب العظام و تستخرج لي يا رب كنوزك يا رحمان."

9- چهارده ركعت نماز اقامه كند. بعد از هر دو رکعت سلام دهد و در هر ركعت بعد از حمد، يک بار آيةالكرسي و سه مرتبه توحيد خوانده شود. براى هر ركعت، ثواب عبادت چهل سال و عبادت هر كه در آن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطاء مي شود.

10- شيخ در مصباح فرموده كه در آخر شب غسل كن و بر سجاده خود تا طلوع فجر بنشين و عبادت کن.


اعمال روز عيد


1- بعد از نماز صبح و نماز عيد آن تكبيراتى را كه در شب عيد ذکر شد، گفته شود.

2- پرداخت زکات فطره پيش از نماز عيد.

4- انجام غسل روز عيد. که زمان آن بعد از طلوع فجر تا زمان به جا آوردن نماز عيد است. در هنگام غسل بگو: " اللهم ايمانا بك و تصديقا بكتابك واتباع سنة نبيك محمد صلى الله عليه و آله." و پس از غسل بگو:" اللهم اجعله كفارة لذنوبي و طهر ديني اللهم اذهب عني الدنس."

5- براي اقامه نماز عيد لباس نيکو پوشيده و از عطر استفاده نماييد.

6- پيش از نماز عيد، در اول روز افطار كنى. و بهتر آن است كه به خرما يا به شيرينى باشد. و شيخ مفيد فرموده مستحب است خوردن مقدار كمى از تربت‏ سيدالشهداء عليه السلام كه براى هر دردى شفا است.

7- قبل از خروج از منزل براي نماز عيد، دعايي را که از امام باقر عليه السلام روايت شده را بخواني: " اللهم من تهيا في هذااليوم او تعبا او اعد واستعد لوفادة الى مخلوق رجاء رفده و نوافله و فواضله و عطاياه فان اليك يا سيدي تهيئتي و تعبئتي و اعدادي و استعدادي رجاء رفدك و جوائزك و نوافلك و فواضلك و فضائلك و عطاياك و قد غدوت الى عيد من اعياد امة نبيك محمد صلوات الله عليه و على آله و لم افد اليك اليوم بعمل صالح اثق به قدمته ولا توجهت ‏بمخلوق املته ولكن اتيتك خاضعا مقرا بذنوبي و اسائتي الى نفسي فيا عظيم يا عظيم يا عظيم اغفرلي العظيم من ذنوبي فانه لا يغفرالذنوب العظام الا انت ‏يا لا اله الا انت ‏يا ارحم الراحمين."

8- اقامه نماز عيد.

9- زيارت امام حسين عليه السلام.

10- دعاى ندبه خوانده شود. سيد بن طاوس فرموده كه چون از دعا فارغ شود به سجده رود و بگويد:" اعوذ بك من نار حرها لا يطفى و جديدها لا يبلى وعطشانها لا يروى" پس گونه راست را بر خاک بگذارد و بگويد:" الهي لا تقلب وجهي في النار بعد سجودي وتعفيري لك بغيرمن مني عليك بل لك المن علي" سپس گونه چپ را بر خاک بگذارد و بگويد: " ارحم من اساء واقترف واستكان واعترف" پس به حال سجده شود و بگويد:" ان كنت‏ بئس العبد فانت نعم الرب عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك يا كريم " پس از آن صد بار بگويد: العفو العفو.

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 18:46

عید سعید فطربر تمامی مسلمانان جهان مبارک باد.

ید سعید فطربر تمامی مسلمانان جهان مبارک باد.

عید سعید فطربر تمامی مسلمانان جهان مبارک باد.

عید سعید فطربر تمامی مسلمانان جهان مبارک باد.

عید سعید فطربر تمامی مسلمانان جهان مبارک باد.

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 15:5
با سلام و قبولی طاعات و عبادات

ماه مبارک رمضان هم امروز به پایان میرسه.ان شااله که از آن بهره کافی برده باشید.

امروز یک مقاله تو گروپ گذاشتم که به موضوع اثرات نگاه آلوده(چشم چرانی) و کنترل نگاه میپردازد که در آن فقط  احادیث و روایات و آیات مرتبط با این موضوع گردآوری شده است.

امیدوارم مفید باشد و از آن بهره کافی را ببرید.

از لینک زیر میتوانید آن را دانلود کنید:

دانلود مقاله اثرات نگاه آلوده و کنترل نگاه  

در آخرین روز ماه رمضان من را هم دعا کنید.

التماس دعا

یا حق

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 21:18


امام عسگرى عليه السلام : شخصى مردى را خدمت امام سجاد عليه السلام آورد، و ادعا نمود او قاتل پدرش مى باشد. آن مرد هم اعتراف كرد، و قصاص بر او واجب گشت .


قاتل از ولى دم (پسر مقتول ) تقاضاى عفو كرد، ولى او نمى پذيرفت .


امام به ولى دم فرمود: اگر اين مرد حقى بر تو دارد، از جنايت او در گذر و او را ببخش .


فرزند مقتول گفت : يابن رسول الله ، براى او بر من حقى است ، ليكن به اندازه اى نيست كه از خون پدرم بگذرم .


امام پرسيد: پس مى خواهى چه كنى ؟


پاسخ داد: تصميم گرفته ام او را قصاص و به قتل برسانم . البته اگر او بخواهد به سبب حقى كه بر من دارد ، حاضرم با دريافت ديه ، از قصاص او صرف نظر كنم .


امام پرسيد: اين مرد چه حقى بر تو دارد؟


گفت : او مرا به توحيد و نبوت ، وامامت ائمه رهنمون ساخته ، و حق را بر من آشكار گردانيده است .


حضرت فرمود: آيا اين عمل او، از ارزش خون پدر تو كمتر است ؟

به خدا سوگند، عمل او به اندازه خون همه اهل زمين ، از اولين و آخرين باستثناء انبياء و اوصياء ارزش دارد كه اگر كشته شوند هيچ چيزى به اندازه ارزش خون آنان نمى شود.

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه هجدهم مهر 1386 ساعت 14:42

شخصي پرادعا پرسيد: آن دو دختر كه نامشان سكينه و رقيه بود و پشت دروازه كوفه ، شير آنها را خورد، دختران كدام امام بودند؟

پاسخ شنيد:

اولا يك نفر بود، نه دو نفر.

ثانيا پسر بود، نه دختر.

ثالثا در بيابان كنعان بود، نه پشت دروازه كوفه .

رابعا پسر پيغمبر بود، نه دختر امام .

خامسا نامش يوسف بود، نه سكينه و رقيه .

سادسا گرگ او را خورد، نه شير.

سابعاً آن هم دورغ بود.

 

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه پانزدهم مهر 1386 ساعت 10:52

مسجد الاقصی را درست بشناسیم!


بیت‏المقدس، خانه پاک، محترم و مقدسى است که در قرآن از آن با عنوان «ارض المقدسه» یاد شده است. این مجموعه بزرگ عبادى نزد مسلمانان موسوم به «حرم‏الشریف» است که دو جایگاه و مسجد مقدس اسلامى یعنى «مسجد الاقصى» و «مسجد القبّه» یا «قبةالصخره» را در خود جاى داده است.
حرم الشریف تقریباً به شکل یک سکو است که غالباً دو مسجد معروف آن با یکدیگر اشتباه گرفته مى‏شود. غیر مسلمانان و به‏خصوص یهودیان و مسیحیان به آن«تمپل مونت» (2) مى‏گویند. کوه یا تپه‏اى که به ادعاى آنان زمانى معبد سلیمان بر آن قرار داشته است.


مسجدالاقصى همان است که خداوند در اولین آیات سوره مبارک بنى‏اسراییل (اسراء) به آن اشاره کرده است.(3) این مسجد نخستین قبله مسلمانان و دومین مسجدى است که صرفاً به خاطر عبادت و پرستش خداوند بنا شده است.
مسجد یاد شده بسیار جلوتر از مسجدالقبه قرار دارد و پیغمبر اسلام همه دورانى را که در مکه زندگى مى‏کردند و تا هفده ماه پس از هجرت به مدینه به سمت آن نماز مى‏گزارند.(4)
این مسجد محل معراج حضرت خاتم‏الانبیا به افق اعلى است. خداوند در قرآن درباره این مسجد مى‏فرماید:
ما پیرامون آن را مبارک گردانیدیم (5). چرا که این مکان، مقر انبیاى الهى، از ابراهیم تا عیسى(ع) و مهبط وحى و محل نزول کتابهاى تورات و انجیل و زبور و دیگر صحف آسمانى پیش از قرآن است.
در حدیث امیرالمؤمنین(ع) آمده است که:
مسجدالحرام و مسجدالنبى و مسجد کوفه و مسجد بیت‏المقدس، کاخهاى بهشت‏اند که بر روى زمین قرار دارند.(6)


مسجد القبه توسط خلیفه اموى، عبدالملک بن مروان به یادبود سفر بزرگ پیامبر(معراج) بنا شد. این مسجد از قاعده‏اى هشت وجهى تشکیل شده که صخره محل معراج پیامبر را احاطه کرده است. در بالاى قاعده این هشت وجهى نیز گنبد (قبه)اى دو لایه قرار دارد که بر کل ساختمان مسجد احاطه دارد.
به نظر مى‏رسد موضوع اشتباه گرفتن بین مسجدالاقصى و مسجدالقبه، ظاهراً به دلیل نزدیکى این دو بنا و اطلاقى است که در کل، به این مجموعه، شامل این دو مسجد و چند بناى غیر معروف دیگرى که در محوطه حرم‏الشریف قرار دارد، مى‏شود. اما دکتر مروان سعید صالح ابوالروب، استادیار ریاضیات دانشگاه زاید دوبى، این مسئله را طور دیگرى مى‏نگرد. او در نامه‏اى خطاب به سردبیر نشریه الدستور، چنین اظهار مى‏کند:
بین مسجدالاقصى و قبةالصخره (مسجد القبه) سردرگمى قابل توجهى وجود دارد. هرگاه در رسانه‏هاى محلى و بین‏المللى ذکرى از مسجدالاقصى به میان مى‏آید، عکسى از قبةالصخره در عوض آن نمایش داده مى‏شود. دلیل اصلى این مسئله، عدم اطلاع عموم مردم، هم‏راستا با توطئه‏هاى اسراییل است. در زمان اقامتم در ایالات متحده نیز کراراً با این مسئله مواجه بودم، تا آن که اطلاع یافتم صهیونیستها در آمریکا چنین تصاویرى را چاپ و منتشر کرده و به اعراب و مسلمانان مى‏فروشند، برخى اوقات با قیمتهاى بسیار اندک و حتى گاهى اوقات به صورت مجانى، و بدین ترتیب مسلمانان آن را به تمام نقاط نصب مى‏کنند، به دیوار منازل و دفاتر کارشان.


همین مسئله مؤید این قضیه است که دولت اسراییل مى‏خواهد تصویر مسجدالاقصى را از اذهان مردم پاک کند، تا بتواند آن را تخریب و معبد خود را پنهانى بنا کند. و اگر کسى شکایت یا اعتراضى داشته باشد، آنگاه به‏طور زنده تصویر قبةالصخره را نشان داده، اظهار خواهند داشت که آنها کارى نکرده‏اند.
عجب توطئه‏اى! هنگامى که از برخى اعراب، مسلمانان و حتى برخى فلسطینیها پرسش کردم، دریافتم که آنها نیز قادر به تمایز بین این دو مکان مقدس نیستند.
این واقعاً باعث اندوه و ناراحتى‏ام شد، که اسراییلیها چه‏قدر تا کنون در پیشبرد توطئه‏شان توفیق داشته‏اند!(7)

پی نوشتها:
1- ر.ک: سوره مائده (5) آیه 21.
2- Tempel Mount
3- ر.ک: سوره اسراء (11) آیه 1.
4- ر.ک: محمدبن الحسن الحرّ العاملى، وسائل الشیعة، ج4، ص298-310.
5- سوره اسراء (11)، آیه 1.
6- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج99، ص240.
7- على فاطمیان، نشانه‏هاى پایان، ص300.

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 16:14


على بن ابراهيم از امام صادق عليه السلام روايت مى كند: جوانى به اتهام قتل خدمت اميرالمؤ منين عليه السلام آورده شد.او را در حالتى دستگير كرده بودند كه كاردى خون آلود در دست داشت و شخص مقتول در خرابه اى در خون خود غوطه مى خورد و آن جوان بالاى سر وى ايستاده بود.


امير المؤ منين به جوان فرمود: آيا دفاعى از خود دارى ؟


جوان كمى به فكر فرو رفت و گفت : خير.


حضرت دستور داد: او را ببرند و قصاص كنند.


هنگامى كه ماءموران آن جوان را براى اعدام مى بردند.مردى با شتاب آمد و گفت : عجله نكنيد، او را به خدمت حضرت امير برگردانيد. ماءموران او را برگرداندند و آن مرد در حضور اميرالمؤ منين اقرار كرد كه من قاتل هستم .


حضرت از متهم اول پرسيد: چه چيز تو را واداشت كه بر ضرر خود اعتراف به قتل كنى و حال آنكه تو قاتل نيستى .


جوان گفت : يا اميرالمؤ منين ، چگونه مى توانستم انكار كنم كه من قاتل نيستم در حالى كه اين مردان عليه من گواهى دادند، وايشان مرا دستگير كردند در حالى كه كاردى آغشته به خون در دست داشتم و مقتول در خون خود مى غلطيد و من بالاى سر او ايستاده بودم .پس ناچار شدم كه اقرار كنم .
ولى حقيقت اين است كه من در جنب اين خرابه مشغول ذبح گوسفندى بودم كه مرا بول گرفت .پس براى ادرار داخل خرابه شدم . مردى را ديدم كه در خون خويش غوطه مى خورد، مات و مبهوت گشتم ، ندانستم چه كار كنم ، همانجا ايستاده بودم كه اين جماعت مرا گرفتند و به حضور شما آوردند.


اميرالمؤ منين فرمان داد تا هر دو متهم را خدمت امام مجتبى (ع )ببرند تا حكم نهائى را صادر نمايد. آن دو را نزد امام آوردند و داستان را براى حضرت نقل كردند. امام حسن مجتبى عليه السلام پس از بررسى و تحقيق فرمود: اين شخص دوم اگر چه قاتل است ، ولى او زنده كننده شخص اول است .


خداوند مى فرمايد: وَ مَن اَحياها فَكَاَنَّما اَحيَا الناسَ جَميعاً


پس هر دو آزاد گشتند و ديه مقتول از بيت المال به ولى دم پرداخته شد.

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 ساعت 21:39

روز قدس ،روز اسلام است.

                                                                                           امام خمینی(ره)

در این روز باشکوه که مي تواند تعيين کننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد،با شرکت در راهپیمایی با شکوه روز قدس،  طي مراسمي همبستگي بين المللي مسلمانان را در حمايت از حقوق قانوني مردم مسلمان اعلام می نمايیم و از خداوند متعال پيروزي مسلمانان را بر اهل کفر خواستاریم .

ما نیز به عنوان گروه کوچکی از مسلمانان (گروه حزب الله) در این راهپیمایی بزرگ شرکت خواهیم کرد.

وعده دیدار اعضای گروه حزب الله (آقایان) : میدان هفت تیر ، کنار پله برقی  ،  ساعت :    ۱۰:۳۰ 

منتظرتان هستیم.

التماس دعا

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 ساعت 21:38

فلسطين؛ پاره تن اسلام


                                                                          

بي ترديد مسئله فلسطين از مهم ترين مسائل جهان اسلام در اين مرحله از تاريخ است. آنچه در فلسطين مي گذرد منبع درد عميق همه مسلمانان جهان و سرچشمه جوشش عاطفي بي مرز همه انسان هاي آزاده است .آزاد سازي قدس با وجود تفاوت موقعيت هاي جغرافيايي و فکري و به رغم تفاوت هاي زباني و نژادي همواره رؤياي مشترک يک ميليارد مسلمان بوده است. فلسطين جايگاه مقدسي در بين اديان دارد بخصوص در تاريخ اسلام که بيت المقدس محل معراج پيامبر بوده و خداوند اين سرزمين مقدس را محترم شمرده است. از ديدگاه قرآن کريم و احاديث نبوي و همچنين در تاريخ اسلام، فلسطين و بيت المقدس جايگاه بارز و اهميت ويژه‌اي داشته است اهتمام وتوجه قرآن کريم به اين سرزمين مقدس به سال هاي متمادي پيش از ورود اسلام به اين سرزمين باز مي‌گردد.

آزاد سازي قدس با وجود تفاوت موقعيت هاي جغرافيايي و فکري و به رغم تفاوت هاي زباني و نژادي همواره رؤياي مشترک يک ميليارد مسلمان بوده است.

در نخستين روزهاي بعثت و در مرحله استضعاف و سرکوب نهضت نو پاي اسلام، پيامبر اکرم در حالي که مورد آزار و استهزاء مردم طائف قرار داشت و هيچ کس دعوت او را نمي‌پذيرفت     ، آنگاه که آثار غم و اندوه بر چهره مبارک حضرت محمد مصطفي(ص) ظاهر شد بر خداوند سزاوار بود که از حبيب خود احترام و تجليل به عمل آورد و بدين سبب در يک سفر معجزه آسا او را به سرزمين فلسطين و بيت المقدس فرا خواند تا از خلال اين عروج بي نظير و اين پيوند اعجازي ميان مکه و بيت المقدس  ، مسجدالحرام و مسجدالاقصي جهاني بودن اسلام را نشان دهد.

                                                                                 

سفر پيامبراکرم به شهر طائف با شکست همراه بود ولي معراج حضرت رسول در يک شب تاريخي به وي قدرت و عظمت و اوجي بخشيد که هيچ انساني پيش از ايشان بدان دست نيافته بود. مسير ملکوتي پيامبر اسلام در شب (اسري) و معراج به سوي بيت المقدس انگيزه هاي مسلمانان صدر اسلام را براي حرکت به سوي سرزمين مبارک فلسطين نيرومند ساخت وازآن تاريخ تا به امروز که چهارده قرن مي گذرد روز به روز اين انگيزه و اين مشروعيت نيرومندتر و متعالي‌تر شده است.

فلسطين جايگاهي مقدس در بين اديان دارد بخصوص در تاريخ اسلام که بيت المقدس محل معراج پيامبر بوده و خداوند اين سرزمين مقدس را محترم شمرده است.

در اين شب جهاني بودن دين پيامبر اعظم که حتي کودکان طائف پاهاي او را زخمي مي‌ساختند تثبيت و تأييد شد. در اين شب بود که وحدت اديان آسماني و مکتب هاي الهي استوار شد. بنابراين بيهوده نيست که اسلام از سال هاي نخستين بعثت بلکه قبل از تأسيس دولت اسلامي در مدينه به سرزمين فلسطين و بيت المقدس با چنين ويژگي خاصي مي نگرد .

                                                                                

آيات بسياري در قرآن مجيد درباره مبارک بودن سرزمين فلسطين نازل شده است:

1. پاک است كسي که بنده اش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصي که پيرامونش را برکت بخشده ايم ،سير داد، تا به او نمو نه هايي از آيات خويش نشان دهيم ،اوست که شنوا و بيناست است. (سوره اسراء آيه 1)

2. و او - لوط - را رهانيديم وبه سرزميني رسانديم که براي همگان برکتش بخشيده بوديم. (سوره انبياء آيه 71)

3. و براي سليمان باد تند رو را [تسخيرکرديم ] که به فرمان او به سرزميني که در آن برکت داده ايم روان مي شد و به هر چيز داناييم.( سوره انبياء آيه 81)

4. اي قوم من وارد سرزمين مقدسي شويد که خداوند برايتان مقرر داشته است و پشت مکنيد که زيانکار خواهيد شد. (سوره مائده آيه 21)

در مورد برکات و ويژگي سرزمين فلسطين در احاديث و روايات نبوي مطالب بسياري نقل شده است عايشه از پيامبر نقل مي‌کند :

مکه شهر بزرگي است که خداوند هزار سال قبل از خلق زمين به آن عظمت داد و آن را محترم شمرد و سپس آن را به مدينه و مدينه را به بيت المقدس پيوند داد و سپس زمين را آفريد.

چهارده قرن پيش که اسلام در جزيره العرب ظهور کرد مسلمانان با برتري جويي بني اسرائيل مواجه شدند. پيامبر اکرم و پيروان اسلام توانستند در برابر قدرت هاي برتر زمان خويش پيروزي هاي بزرگي به دست آوردند و دولت متمدن اسلامي را در جزيره العرب تأسيس کردند و طولي نکشيد که مسلمانان براي نخستين بار وارد مسجدالقصي شدند . اما پس از گذشت چهارده قرن ازظهور اسلام به دليل نفوذ کشور هاي استعمار گر از قبيل انگلستان،آلمان وفرانسه، تفرقه در ميان کشورهاي عربي - اسلامي ايجاد شد وگسترش يافت و صهيونيست با ياري استعمار انگلستان بخشي از خاک مسلمين را به اشغال در آورد و اين چنين سرزمين فلسطين سالهاست كه در اشغال وظلم صهيونيست ها باقي مانده‌است.

                                                                                  

البته نصرت و پيروزي الهي در صورتي تحقق مي يابد ،که مسلمانان بتوانند به دور از تفرقه ها و اختلافات بر مشترکات بسياري که بايکديگر دارند تاکيد ورزند و آنگاه از خداوند ياري طلبند. در اين صورت پيروزي قطعي را نصيب خود مي سازند و شکست وننگ و رسوايي را نصيب صهسونيست‌ها مي‌کنند و مي توانند مانند بار نخست، پيروزمندانه وارد بيت المقدس شوند ودر مسجد الاقصي نماز گذارند .

مسئله مهمي که در انديشه امام خميني و عملکرد حرکت اسلامي در ايران قابل تأمل است موضع گيري ايشان در قبال مسئله فلسطين است.امام خميني با شناخت ماهيت و نقش استعمار و چالش معاصر غرب عليه اسلام و تهاجم فرهنگي دريافتند که اسرائيل نمايش واقعي اين چالش است. به همين منظور مسلمانان جهان را به مقابله با اين چالش دعوت کردند و براي همبستگي و وحدت کلمه مسلمانان آخرين جمعه ماه مبارک رمضان روز جهاني قدس اعمال کردند.


                                        پيام امام خميني به مسلمانان جهان در روز جهاني قدس

بسم الله الرحمن الرحيم

من در طي ساليان دراز، خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم که اکنون اين روزها به حملات وحشيانه خود به برادران و خواهران فلسطيني شدت بخشيده است ، و به ويژه در جنوب لبنان به قصد نابودي مبارزان فلسطيني ، خانه و کاشانه ايشان را بمباران مي کند . من از عموم مسلمانان جهان و دولت هاي اسلامي مي خواهم که براي کوتاه کردن دست اين قاصب و پشتيبانان آن به هم بپيوندند. و جميع مسلمانان جهان را دعوت مي کنم آخرين جمعه ماه مبارک رمضان را که از ايام قدر است، مي توانند تعيين کننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد، به عنوان روز قدس انتخاب و طي مراسمي همبستگي بين المللي مسلمانان را در حمايت از حقوق قانوني مردم مسلمان اعلام نمايند و از خداوند متعال پيروزي مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم .

والسلام عليکيم و رحمه الله و برکاته

روح الله الموسوي الخميني

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه دهم مهر 1386 ساعت 11:56

شب قدر

ازموارد مهم درماه رمضان شب قدر است .شبي كه از هزار ماه بهتر مي باشد . رواياتي داريم مبني بر اين كه هزار ماه جهاد بهتر ، واز سلطنت هزار ماه بهتر ، و عبادت آن بهتر از عبادت هزار ماه مي باشد . و خلاصه شب شريفي است كه روزي بندگان ، اجلهاي آنان وساير امور مردم از خوب و بد در آن مقدر مي گردد .شبي كه درقرآن در آن نازل شد . شبي كه به نص قرآن مبارك است .

 درروايات اهل بيت آمده است : ‹‹‌ فرشتگان در شب قدر فرود آمده و در زمين پخش مي شوند ، بر مجالس مؤمنين گذشته ، بر آنان سلام مي كنند و براي دعاهاي آنها ‹‹‌ آمين ›› مي گويند ، تا آنگاه كه سپيده دم طلوع كند .›› و ‹‹‌ دراين شب دعاي كسي رد نمي شود مگر دعاي عاق والدين ، قطع كننده رحم نزديك ، كسي كه شراب بنوشد و كسي كه دشمني مؤمني دردلش باشد .››‌ در ‹‹‌ قبال ››‌ از ‹‹‌ كنز المواقيت ›› از پيامبر (ص) روايت شده است كه فرمودند : ‹‹‌ موسي عرض كرد : خداي من ! نزديك شدن به تورا خواهانم ، فرمود : نزديكي من از آن كسي است كه شب قدر بيدار شود . عرض كرد: خداي من رحمت تو رامي خواهم ، فرمود : رحمت من از آن كسي است كه درشب قدر به فقيرها رحم كند ، عرض كرد: خداي من ! جواز عبور از صراط راخواهانم ، فرمود : آن براي كسي است كه درشب قدر صدقه اي بدهد ، عرض كرد: خداي من ! از درختان بهشتي مي خواهم ، فرمود: اين مال كسي است كه در شب قدر سبحان الله بگويد، عرض كرد: خداي من ! رضايت تو را مي خواهم ، فرمود: رضايت من از آن كسي است كه دو ركعت نماز در شب قدر بخواند.›› و از همين كتاب از پيامبر (ص) روايت شده است كه فرمودند: ‹‹ درهاي آسمانها در شب قدر باز مي شود. بنابراين بنده اي در‌آن نماز نمي خواند، مگر اين كه خداوند متعال در مقابل هر سجده اي درختي در بهشت براي او مي نويسد كه اگر سواره ، صد سال در سايه آن حركت كند به انتهاي سايه اش نمي رسد ، و در مقابل هر ركعت خانه اي از در و ياقوت و زبرجد و مرواريد، و در مقابل هر آيه اي تاجي از تاجهاي بهشت ، و در مقابل هر ‹‹سبحان الله گفتن ›› پرنده اي از پرندگان بهشت ، و در مقابل هر نشستن درجه اي از درجات بهشت ، و در مقابل هر تشهدي بالا خانه اي از بالا خانه هاي بهشت ، و در مقابل هر سلام دادن ، لباسي از لباسهاي بهشت براي او مي نويسد. و آنگاه كه سپيده صبح بدمد، خداوند از دختران پستان برآمده مانوس ،‌و كنيزان خوش اخلاق و خدمتكاراني جاويدان ، و بهترين پرندگان و بوهاي خوش ، و نعمتهاي خوب و تحفه ها و هدايا و خلعتها و كرامتها، و آنچه نفس ميل دارد و ديدگان از آن لذت مي برد به او عنايت مي فرمايد، و شما در آن جاويد هستيد.››

مراقب شب قدر

از بعضي از روايات برمي آيد كه شب قدر مراتبي دارد . و شب قدري كه در قرآن آمده است ، شب قدري است كه آخرين مراحل مشيت الهي در آن صورت گرفته و پس از آن تغيير وم تبديلي انجام نمي شود . و نيز از بعضي روايات برمي آيد كه شب نيمه شعبان و نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان از شبهاي قدر بوده و شب آخر برترين آنهاست كه شب ‹‹جهني ›› ناميده مي شود. و همين شب است كه مقدرات در آن ، تغيير نمي كند. و باحتمال قوي شب بيست و هفتم ماه رمضان نيز از شبهاي قدر است . و كسي كه مي خواهد احتياط كند بايد در تمام اين پنج شب اعمال شب قدر را انجام دهد. و چون اين قول از لحاظ مضمون و سند برتر از ديگر اقوال بود، بهمين جهت ساير اقوال را ذكر نكرديم.

آمادگي براي اين شب و دعا براي توفيق درآن

سزاوار است كسي كه دين و نص روشن قرآن و روايات پيامبر(ص) و آل معصوم (ع) را قبول دارد، تمام سعي خود را جهت آمادگي براي اعمال اين شب بكار گيرد. از كارهايي كه در طول سال مي تواند انجام دهد، دعا جهت توفيق در اين شب مي باشد و اين كه بتواند در اين شب ، محبوبترين و پسنديده ترين كارها نزد خدا را انجام داده و خداوند اين شب را براي او بهتر از هزار ماه قرار داده ، و اعمال اين شب را باين شكل از او قبول نموده و آن را با بالاترين درجات براي او ثبت ، و تا روز ديدار او آن را بپروراند، در اين شب ، نام او را در گروه مقربين نوشته و شناخت ، محبت ، نزديكي ، پناه ، رضايت و خير خود همراه او با عافيتش را نصيب او گردانيده و بگونه اي از او راضي شود كه خشمي كه بعد از آن نبوده ، و پيامبر و امامان بخصوص امام زمانش (ع) از او راضي شده ،‌و او را با آنان در مجلس ‹‹صدق ›› ،نزد سلطان مقتدر جاي داده و در بذل تمام توانايي براي فرمانبرداري و بدست آوردن رضايتش ، او را موفق و عاقبت او را نزديكي و رضايتش قرار دهد.


از كارهايي كه مي تواند بوسيله آن تمام سعي خود را در اين شب بكار گيرد ، اين عبادت رافراهم نمايد . مثلا مكان و لباس مناسب و عطر و صدقه اي را تهيه و مضامين لطيفي را براي مناجات با پروردگار و كلمات بر انگيز نده اي را در خطاب آقايان و نگهبانان و حاميانش انتخاب كند . و ميهمانان مخصوصي را كه مناسب با اين شب مي باشند ، و چند فقير را براي صدقه دادن در نظر بگيرد


گمان مي كنم اگر يكي از سلاطين دنيا كسي را در روزمخصوص به ميهماني دعوت نموده و شخص بزرگي را دنبال او بفرستد ، و آنگونه كه خداوند با تو رفتار كرده است او نيز در دعوت خود با او مهرباني كرده و در مقابل حضور او در آن مجلس – كه اعيان و اشراف وپادشاهان حضور دارند – ورعايت آداب آن ، به او وعده اعطاي خلعتهاي گرانبها و املاك پرارزش و وسيع و فرمانهاي حكومت و سلطنت داده و به او بگويد هر قدر در انجام كارهاي كمي كه دراين مجلس بايد انجام دهد ، دقت كند سلطان او را از عطايا و احسان خود بيشتر بهره مند مي كند ، از اشتياق حضور در اين مجلس قالب تهي كرده وبراي آمادگي حضور در چنين مجلسي شريف و اين مقام والا تمام توان خود را بكار گرفته ، در طول سال اين مطلب رافراموش نكرده ، در تمام حالات با جديت به آن پرداخته و خود را براي چنين روز بزرگي آماده مي نمايد بگونه اي كه اهل سعي و تلاش نمي توانند اينطور عمل كنند . و باندازه اي مواظب است و دقت مي كند كه انسان را شگفت زده مي كند . و آنگونه كه بايد و دوست در مقابل دوست انجام مي دهد ادب را رعايت مي كند .


اي عاقل ! چگونه اين دعوت را اجابت مي كني ؟ سلطان سلاطين ، خداي خدايان و حاكم آسمانها و زمين تو را به اين ميهماني دعوت نموده وبراي اين دعوت فرشتگان بزرگوار و پيامبران و رسولان و بهترين مردم را فرستاده و با جانشينان معصومش آن راتأكيد كرده است . و آنگاه تو را با فرشتگان دعوت كننده بزرگ داشته است ، هر شبي با دعوتهايي مخصوص و لطفها و كرامتها يي عالي . درمقابل اخلاص يك شب تو نعمتهاي جاويدي به تو وعده داده است كه نه چشمي مانند آن ديده و نه گوشي شنيده و نه دردل انساني خطور كرده است . نور ، زيبايي ،سرور ، سلطنت ، دارايي ، و شادمانيي را به تو وعده داده كه عقل توحتي از تصور گوشه اي از آن عاجز ، و انديشه ات در آن سرگردان است .نزديكي ، پناه و شادماني ديدار خود را به تو وعده داده است كه عقل انسانها و فهم علما و انديشه حكما از درك آن ناتوان است .


برادرم ! آيا بخاطر آمادگي براي اين مجلس ، باندازه اي كه شايسته است تلاش نموده و از رستگاران خواهي شد يا با غفلت خود اين فرصت را از دست داده و از جمله ورشكستگان خواهي بود ؟ يقين داشته باش اگر از اين كرامت غفلت كرده و با كوتاهي خود آن را از بين ببري و در روز قيامت آنچه را كه ديگران با سعي كامل به آن رسيد ه اند ببيني ، به حسرتي دچار مي شوي كه آتش جهنم وعذاب دردناك در مقابل آن كوچك است . و بهمين جهت در آن روز با ور شكستگان پشيمان صدا مي زني : ‹‹‌ افسوس كه جانب خدا را رعايت ننموده و در حق خود ظلم وتفريط نمودم و وعده هاي خدا را مسخره كردم .››‌در حالي كه پشيماني سودي نداشته و درهاي توبه و جبران بسته و آثار اعمال و نتايج آن آشكار شده است .


بنابراين قبل از اين كه بخاطر كوتاهي و از بين بردن فرصتها ملامت شوي خود را سرزنش كن . و قبل از اين كه به تو بگويند : چرا كرامت پروردگار جهانيان را كوچك شمردي ؟ خود ، اين مطلب را درنظر بگير . وخود و سرمايه ات راحسابرسي كن ، قبل از اين كه به حساب تو رسيدگي شده و بجاي كرامت و سلطنت ، به خواري و پستي برسي . سرمايه اي كه اگر باقي مي ماند به بالاترين سودهاي تجارت در روزهاي سختي و نياز مي رسيدي . سزاوار است وقتي كه شب قدر نزديك مي شود شوق او به رسيدن به كرامتهايي كه در اين شب براي اومهيا شده است افزون گرديده . كرامت مقام بالا و مجلس حضور پروردگار جهانيان و تقديس خداوند آسمانها و زمين ، و اعمالي را كه با حال واخلاص و حضور و رقت وصفاي او و رضايت مولايش مناسبتر است ، براي شبش انتخاب كرده ودر اين مورد از خداي متعال كمك گرفته و از خلفاي او – درود خدا بر آنان – ياري بجويد.

انتخاب عمل براي اين شب ، تفكر و ياد خدا

اگر فهميد چه عملي مناسبتر است كه به همان عمل مي كند . و اگر ترديد پيدا كرد، بايد استخاره كند. بعد از تعيين وقت ذكر، وقت مناسبي را كه در آن خواب آلود يا سير يا گرسنه نبوده و موانع ديگري نيز نداشته باشد ، بايد براي تفكر معين كند. نيز بايد تمام سعي خود را بكار گيرد كه در شبش چيزي، حتي امور مباح، او را از ياد خدا باز نداشته و در نمازها و مناجاتش به غير آن حتي مستحبات فكر نكند. زيرا كسي كه مثلا در نماز به ساختن مسجد و آب كشيدن آن يا صدقه دادن فكر كند غافل است . حتي در حال ايستادن نماز در ياد اجزاي آن بودن غفلت است . و بايد در هنگام عمل فقط سعي كند كه قلب او از حقيقت كارهايي كه انجام مي دهد و ذكرهايي كه مي گويد غافل نباشد. و براي اين كه براحتي به اين مطلب برسد، مي تواند قبل از انجام عمل مختصري درباره آن فكر كند و آنگاه عمل را انجام دهد. و اگر هنگام قرائت و ذكر از آن غافل شد بايد آن را تكرار كند. مثلا وقتي مي خواهد رو به قبله بايستد، مي تواند اجمالا درباره معناي رو به قبله نمودن بينديشد. و هنگامي كه مي خواهد بايستد ابتدا درباره حقيقت آن كه همان ايستادن براي اداي حق بندگي است انديشيده و فكر كند كه ايستادن بر روي دو پا اشاره به ترس و اميد بخاطر پذيرفته شدن عبادت يا عدم آن است . و بهمين ترتيب …، حتي قرائت و ذكرهاي نماز . مثلا قبل از گفتن ‹‹بسم الله الرحمن الرحيم ›› معناي آن را اجمالا در نظر آورده و آنگاه آن را بگويد. و اگر در اثناي قرائت آيه اي غفلتي براي او پيش آمد بايد آن آيه را تكرار كند.

توسل به نگهبان اين شب

برچنين عمل كننده اي لازم است در اول شب خيلي به نگهبان آن شب كه از معصومين (ع) است ، توسل جسته و او را شفيع خود قرار دهد. و در اين هنگام توفيق در اعمال و احوال را كه به آن احتياج دارد ذكر نموده و تلاش كند با الفاظي كه براي درخواست ترحم و شفاعت مي گويد، رحمت و رقت را جلب كرده و مهرباني و كرامت را برانگيخته و ابرهاي جود و كرم و بخشش را بباراند. و با دست آنان عقل و نفس و قلب و صفات و اعمال و تمام وجودش را به مولايش تفويض و واگذار نموده ، و در طول شب نيز مواظب باشد كاري مخالف با تفويض، انجام ندهد ، و اگر بتواند حتي تفويض خود را نيز واگذار كند، قطعا رستگار شده است .
ولي خيلي اتفاق مي افتد كه انسان مراقب نبودن و بي مبالاتي را با تفويض اشتباه كرده ، آن پليد او را فريب داده و با ناداني او را هلاك مي كند . بنابراين تا زماني كه با علوم الهي بخوبي نفهميده كه به تفويض رسيده است ، نبايد مطمئن شود و براي اطمينان بايد ببيند كه حال و مرادش در آنچه كه تفويض قبول آن ، و يكي از علامات قبول نيز اين است كه خداوند متعال ، اموري را كه بنده به او تفويض نموده است ، بخوبي و بالاتر از آرزوي بنده سرپرستي كند.



 

ساير اعمال شب قدر

1- نمازي در شب قدر وارد شده كه در آن يك بار حمد و هفت بار ‹‹قل هو الله احد ›› خوانده مي شود و بعد از پايان نماز هفتاد بار ذكر ‹‹استغفرالله و اتوب اليه ›› گفته مي شود و سپس حوائج از خدا خواسته مي شود.
2- صد ركعت نماز و خواندن دعاهايي كه در بين آن وارد شده از مهمترين امور مهم است . زيرا مضامين آن برآمده از سينه امامان دين مي باشد كه عالمان به خداوند هستند. در اين ادعيه علوم گرانبهايي است كه بجز پيامبران و جانشينان آنان كسي از آن آگاه نيست . دانشهايي از قبيل علم به خدا و صفات جمال و جلال و نامهاي نيك و مراتب فضل و حكمت عدل و مقتضاي كار و ادب مناجات با خداوند متعال .
لازم است در خلال خواندن اين ادعيه زنده دل بوده و با توجه آنرا بخواند. و اگر بتواند از آنچه مي گويد، تاثير پذيرفته و اين مطلب را نيز در دعايش بخواهد ، بايد به او تبريك گفت . زيرا اگر اين ادعيه ثواب و پاداشي از جانب خدا نداشته و فقط مضامين آن در انسان موثر باشد ، عاقل بايد روح و جان خود را براي بدست آوردن آن فدا كند . چه رسد به اين كه خداوند براي هر حكم و حتي هر حرفي از آن جواب و نوري آماده نموده است كه جهانيان نمي توانند قيمتي بر آن بگذارند. همچنين بايد درباره معني كلماتي كه مي گويد تامل نموده و آن را درك كند. و اگر اين مقدار نيز نمي تواند بهتر است بجاي خواندن اين دعاها بر مصيبت خود و مجازات خدا بخاطر آن ، گريه كرده و بگويد: ‹‹انا الله و انا اليه راجعون ›› ، چه مصيبت و چه مجازات بزرگي ›› درباره اهل آخرت ، در حديث قدسي آمده است :‹‹دعاي آنان در نزد خداوند بالا رفته و كلام آنان را مي شنود. فرشتگان بواسطه آنان خوشحالي مي گردند… پروردگار باندازه اي دوست دارد دعاي آنان را بشنود كه مادري فرزند را.››


بنابراين اي فقير! در مورد دعايي كه بدون حضور قلب مي خواني ، انصاف بده . آيا دوست داري ، در حالي كه خدا مي بيند كه زبانت او را خوانده و دلت با دنيا سخن مي گويد ، دعايت به خداوند برسد ! دنيايي كه درباره آن آمده است كه دشمن خدا و دوستان اوست و
مي خواند با شكوفه هايي اين دنياي فاني ، تو را از خداوند دور نمايد. آيا عاقل مي تواند مصييتي بزرگتر از اين را تصور كند.


3- خواندن دعاي گشودن قرآن و قرآن را روي سر گذاشتن ، باين نيت كه عقل و انديشه او با اين عمل تقويت شده و با دانشهاي قرآن كامل شود و نور عقل با نور قرآن ضميمه گردد. و ساير نيتهايي كه مناسب با اين عمل است .


4- زيارت امام حسين (ع) با بعضي از زيارتهايي كه وارد شده است .


5- خواندن سوره روم ، عنكبوت و دخان در شب بيست و سوم .


6- خواندن دعاهايي كه در اين شبها وارد شده است ، بخصوص دعايي كه سيد از بعضي از كتابهاي كهن نقل نموده و اول آن چنين است :‹‹ اللهم ان كان الشك في ان ليله القدر فيها او فيما تقدمها واقع فانه فيك و في وحدانيتك و تزكيتك الاعمال زائل، خداوند ! اگر در اين كه شب قدر، امشب يا شبهاي پيش از آن است ، شكي هست ، ولي در مورد يكتايي تو و اين كه اعمال را پاكيزه مي نمايي ، شكي نيست .›› و اگر توانست معني از بين رفتن شك در خدا و يكتايي او را بفهمد، همين پاداش براي عبادت آن شب براي او كافي خواهد بود.


7- دعاي كوچكي كه سيد از امام سجاد (ع) روايت نموده و اول آن ‹‹ يا باطنا في ظهوره ›› مي باشد . دعايي كه در يكتا دانستن خداوند كامل مي باشد . و اگر وجود ائمه (ع) هيچ نفعي نداشت ،مگر همين كه با اين گونه دعاها پرده از يكتايي خدا برداشته ، و ما را از اين مطلب آگاه نمودند ، لازم بود مؤمن تمام وجودش را فداي اين عمل آنان نمايد .و حتي فداكردن تمام وجود خود را ناچيز شمرده و خود را ناتوان از اداي شكر نعمتهاي آنان ببيند .


8-ساعتي از شب رامخصوص مراقبت قرارداده ، ودر آن ساعت علم پروردگارش را به بدحالي او و قدرتش را بر نجات دادن او ، و فضل و بخشش و كرم اورا در نظر گرفته و سپس با اميدواري ، بر در بخشش و كرم او چشم دوخته و در انتظار رحمت و بخشش اوباشد .


بستن
وسوسه هاي شيطان


اگر مراقب به آنچه گفتيم عمل كرد كه خوشا بحالش ، و اگر عمل نكرد مبادا شيطان اوراوسوسه كرده وبگويد : تو ! آنگونه كه شايسته توست عمل را انجام نمي دهي ، بنابراين ، اين كار اندك نيز فايده اي نداشته و نبودش بهتر از وجودش مي باشد .زيرا اگر به اين نداي شيطان گوش دهد اورا از ساير اعمال نيز بازداشته و او را با غفلت هلاك مي نمايد . ولي اگر همان عمل را كه قصد دارد ، انجام بدهد گرچه عمل كمي نيز باشد ، ممكن است نور اين عمل كم ، نور ديگري را براي عمل بوجود آورده و او را موفق به انجام عمل ديگري گردانده و آنگاه در تمام اعمال موفق باشد .


خلاصه شيطان هيچ قصدي ندارد ، مگر اين كه انسان را از خدمت نمودن و عبادت مولايش باز دارد بنابراين اگراز او فرمانبرداري نمايد دردل او تاريكيي بوجود آيد كه سبب قطع ياري او گرديده و موجب مي شود تا عبادت ديگري را نيز ترك كند تا جايي كه ياري خداوند كاملا قطع شده و به هلاكت جاويد دچار شود .مگر اين كه عنايت خدا شامل حالش شده و از فرمانبرداري شيطان دست بردارد ، دلش با مخالفت با او روشن شده و آنگاه به توفيق كاملي برسد .


سالك نبايد هيچ عمل خيري راگر چه بسيار كوچك باشد ، كم شمرده و بخاطر كم بودن آن را ترك نمايد كه زيان خواهد ديد . و هيچ عمل خيري رانيز نبايد بزرگ ببيند ، چون گرفتار عجب مي گردد .نيز اگر نمي تواند آن را انجام بدهد بمقداري كه مي تواند آن را انجام داده و بعد از انجام ، آن را درمقابل خدا كوچك ببيند .زيرا بنده هر عملي را كه انجام بدهد و آن را كوچك بداند ، خداوند آن را بزرگ دانسته و شايد همين مطلب باعث شود كه خداوند متعال آن را قبول كند . وهنگامي كه عملي قبول شد كمي آن اهميتي نخواهد داشت ، چون اگر خداوند عملي را از بنده اش قبول نمايد ، گرچه كم باشد ، پاداش زيادي به او خواهد داد . و اگر آن را قبول نكند ، فايده اي براي او نخواهد داشت ، گرچه زياد باشد .زيرا خداوند عمل كم آدم را قبول و اعمال زياد ابليس را رد نمود.


بنابراين بنده نبايد هيچ عملي را بزرگ ببيند . گرچه عبادت جن و انس باشد . زيرا اين عجب است و عجب انسان به عملش ، ثواب آن را از بين مي برد .بلكه نور آن را به تاريكي تبديل مي كند . ونيز نبايد عمل كم را كوچك بداند ، زيرا ممكن است قبول شده و تبديل به عمل بزرگي شود .

 

                   

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه هفتم مهر 1386 ساعت 15:51

 

** طرح ختم 14میلیون گل صلوات تا پایان ماه مبارک رمضان **


برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج)

از طریق اینترنتی این طرح حدودا 2 میلیون گل صلوات تعیین گردیده که انتظار می رود با اسقبال شما عزیزان این پیش بینی شکسته شود ...


****************
پس منتظریم شما نیز در این امر مهم سهیم و با عث خشنودی قلب نازنین آقا امام زمان (عج) شده باشید.
********
آدرس بنر محل ثبت نام :
http://groups.google.com/group/ansaralmahdi313/web/khatm14%20milyon%20slavat.swf
*******
اللهم عجل لولیک الفرج
************

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه ششم مهر 1386 ساعت 14:22

شيخ طبرسى  در ذيل آيه : يَومَ يُنفَخُ فِى الصُّورِ فَتَاءتُونَ اَفواجا   اين حديث را ذكر مى كند.

 معاذ بن جبل در منزل ابو ايوب انصارى نزديك رسول خدا نشسته بود و گفت : يا رسول اللّه تفسير اين آيه چيست ؟


پيامبر فرمود: معاذ از امر بزرگى پرسيدى !

 سپس فرمود: خداوند ده صنف از امت مرا به طور جداگانه محشور مى كند و ايشان را از مسلمانان جدا مى كند، و صورتهايشان را تبديل مى نمايد. ماهيت اصلى آنان را آشكار مى سازد.


بعضى از آنها به صورت ميمون ، بعضى به صورت خوك و بعضى به صورت وارونه محشور مى شوند. در حالى كه پاهايشان از بالا و صورتهايشان از پائين است و بر روى صورت كشيده مى شوند.

 بعضى از ايشان كور، وبرخى كر و لال و لايعقل هستند. جمعى زبانهايشان را مى جوند و از دهانشان خونابه و چركى جارى است كه اهل محشر از ايشان معذب و متنفرند.


بعضى از ايشان دستها و پاهايشان بريده شده است . گروهى بر شاخه هائى از آتش آويزانند. و عده اى بوئى متعفن تر از مردار مى دهند. و بعضى لباسهاى آتشين پوشانيده شده اند.


اما دسته اول كه صورت ميمون دارند، سخن چينان هستند.


دسته دوم كه به شكل خوك در آمده اند، حرام خواران هستند.


دسته سوم كه با صورت بر روى زمين بطور وارونه كشيده مى شوند، ربا خواران مى باشند.


دسته چهارم كه كورند، سلاطين جور و بيداد گران هستند.


دسته پنجم كه كرو لالند كسانى هستند كه به اعمال خود مغرور گشته اند.


دسته ششم كه زبانشان را مى جوند علمائى هستند كه كردارشان با گفتارشان مخالف است .


دسته هفتم كه دست و پا بريده اند، آزاردهندگان همسايه اند.


دسته هشتم كه به شاخه آتش آويخته شده اند، جاسوسان سلاطين جور هستند.


دسته نهم كه بوى تعفن مى دهند كسانى هستند كه از راه غير مشروع شهوترانى كرده اند و خمس و زكات نپرداخته اند.


دسته دهم كه لباسهائى از آتش بر تن دارند، اهل فخر و كبر هستند.

 

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه چهارم مهر 1386 ساعت 13:39

بدان منشاء همه گناهان چهار چيز است كه پنجمى ندارد.


و اين چهار چيز از امام منتفى است . پس امام معصوم مى باشد.


و آن ها عبارتند از:


1 - حرص : امام حريص بر دنيا و ما فيها نيست ، زيرا دنيا زير نگين انگشتر اوست . او خزانه دار و صاحب اختيار مسلمين مى باشد. پس بر چه چيزى حرص ورزد.


2 - حسد: امام حسود نيز نباشد، زيرا انسان نسبت به برتر از خود حسد مى ورزد. در حالى كه امام افضل همه مردم مى باشد. و مافوق نسبت به مادون چگونه حسد برد.


3 - غضب : امام نسبت به هيچيك از امور دنيوى غضبناك نگردد، مگر اينكه غضب او براى خداوند باشد. زيرا خداوند اقامه حدود و اجراء احكام را بر او واجب كرده ، بطورى كه ملامت و محبت كسى او را از اين كار باز ندارد.


4 - شهوت : امام از هواى نفس پيروى نكند و لذات دنيا را بر آخرت ترجيح ندهد، زيرا خداوند آخرت را محبوب امام ساخته ، همانگونه كه دنيا را براى ما محبوب نموده ، يعنى اگر حب دنيا در دل ما جاى گرفته ، در دل امام حب آخرت قرار دارد.


پس امام به آخرت مى نگرد و اشتياق دارد، و ما به دنيا مى نگريم و سرگرم هستيم .

 آيا تو هرگز كسى را ديده اى كه به خاطر صورت زشتى از سيمائى زيبا بگذرد؟ و طعام لذيدى را به خاطر خوراك تلخى ترك كند؟ و جامه نرمى را به واسطه لباس خشنى دور اندازد؟ و نعمت جاويد پايدار را براى لذت موقت زود گذر از دست بدهد؟

بنابراين امام انگيزه گناه ندارد

عکس را در اندازه بزرگتر ببینید

 

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه دوم مهر 1386 ساعت 23:30

« خواستگاری »

داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل


 

آقای خامنه ای

آقای حداد عادل تعريف می کردند:« سال 77، خانمی به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود که: می خواهيم برای خواستگاری خدمت برسيم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبيرستان است و می خواهد ادامه تحصيل دهد. ايشان دوباره پرسيده بودند که اگر امکان دارد ما بياييم دختر خانم را ببينيم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند.

بعد خانم ما از ايشان پرسيده بودند که اصلا شما خودتان را معرفی کنيد. و ايشان هم گفته بودند: من خانم مقام معظم رهبری هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام عليک کرده بود و گفته بود:« ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ايم. اما شما صبر کنيد با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم». آن زمان خانم من مدير دبيرستان هدايت بود.

بعد از صحبت با من قرار بر اين شد که آنها بيايند و دخترمان را در مدرسه ببينند که هم دخترمان متوجه نشود و هم اينکه اگر آنها نپسنديدند، لطمه ای به دختر ما نخورد. طبق هماهنگی قبلی، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را ديدند و رفتند. چند روز گذشت و من برای کاری خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند:« خانم استخاره کرده اند، جوابش خوب نبوده است».

يک سال از اين قضيه گذشت. مجددا خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند که ما می خواهيم برای خواستگاری بياييم.خانم بنده پرسيده بودند که چطور تصميمتان عوض شده؟ آقا گفته بودند:« خانم ما به استخاره خيلی اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نيامده بود،  منصرف شدند» و خانم آقا هم گفته بودند:« چون دخترتان، دختر محجبه،فرهيخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم که خوب آمد و اگر اجازه بدهيد، بياييم.»

آن زمان دخترمان ديپلم گرفته بود و کنکور هم شرکت کرده بود. پس از مقدمات کار، يک روز پسر آقا و مادرش با يک قواره پارچه به عنوان هديه برای عروس آمدند و صحبت کرديم و پس از رفتن آقا مجتبی، نظر دخترم را پرسيدم، ايشان موافق بودند.

بعد از چند روز خدمت آقا رفتيم. آقا فرمودند:« آقای دکتر! داريم خويش و قوم می شويم.» گفتم:« چطور؟» گفتند:«خانواده آمدند و پسنديدند و در گفتگو هم به نتيجه کامل رسيده اند، نظر شما چيست؟» گفتم:« آقا! اختيار ما دست شماست.»

آقا فرمودند:« نه! شما، دکتر و استاد دانشگاهيد و خانمتان هم همين طور. وضع زندگی شما مناسب است، اما زندگی من اينطور نيست. اگر بخواهم تمام زندگی ام را بار کنم، غير از کتاب هايم يک وانت بار می شود. اينجا هم دو اتاق اندرون و يک اتاق بيرونی است که آقايان و مسئولين در آنجا با من ديدار می کنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه ای اجاره کرده ايم که يک طبقه مصطفی و يک طبقه هم مجتبی زندگی می کند. شما با دخترت صحبت کن که خيال نکند حالا که عروس رهبر می شود، چيزهايی در ذهنش باشد. ما اين طور زندگی می کنيم. اما شما زندگی نسبتا خوبی داريد. حالا اگر ايشان بخواهد وارد اين زندگی شود، کمی مشکل است. مجتبی معمم هم نيست. می خواهد قم برود و درس بخواند و روحانی شود. همه اينها را به او بگو، بداند.»

آقای خامنه ای

من هم به دخترم گفتم و ايشان هم قبول کرد. آقا در زمان قبل از رئيس جمهوريشان، در جنوب تهران خانه ای داشتند که آن را اجاره داده اند و خرج زندگی شان را از آن در می آورد؛ ايشان حقوق رهبری نمی گيرند و از وجوهات هم استفاده نمی کنند.

هنگام صحبت در مورد مراسم عقد و مهريه و ... آقا فرمودند:«در مورد مهريه، اختيار با دختر شماست. ولی من برای مردم خطبه ی عقد می خوانم، سنت من اين بوده که بيشتر از 14 سکه ، عقد نخوانم و تا حالا هم نخوانده ام، اگر بخواهيد، می توانيد بيشتر از 14 سکه مهريه معين کنيد، ولی شخص ديگری خطبه عقد را بخواند. از نظر من اشکالی ندارد. چون تا حالا بيش از 14 سکه برای مردم عقد نخوانده ام، برای عروسم هم نمی خوانم.»

من گفتم آقا! اين طور که نمی شود. من با مادرش صحبت می کنم، فکر نمی کنم مخالفتی داشته باشد.» در مورد مراسم عقد هم گفتند:« می توانيد در تالار بگيريد، ولی من نمی توانم شرکت کنم.» گفتم:« آقا هر طور شما صلاح بدانيد.»

فرمودند :« می خواهيد اين دو تا اتاق اندرونی و يک اتاق بيرونی را با هم حساب کنيد. هر چند نفر جا می شوند، نصف می کنيم؛ نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما را دعوت می کنيم.» ما حساب کرديم و ديديم بيشتر از 200-150 نفر جا نمی شوند. ما حتی اقوام درجه اولمان را هم نمی توانستيم دعوت کنيم، اما قبول کرديم.

آقا غير از فاميل، آقای خاتمی، آقای هاشمی و آقای ناطق و روسای سه قوه و دکتر حبيبی را دعوت فرمودند. يک نوع غذا هم درست کرديم.قبل از اينها صحبت خريد بازار شد. پسر آقا گفت: «من نه انگشتر می خوام و نه ساعت و نه چيز ديگری.» آقا گفتند: خوب نيست. من هم گفتم:« حداقل يک حلقه بگيرند.» اما آقا فرمودند: «من يک انگشتر عقيق دارم که يکی برای من هديه آورده، اگر دخترتان قبول می کند، من آن را به ايشان هديه می دهم و ايشان هم به عنوان حلقه، به مجتبی هديه دهد.» قبول کرديم و انگشتر را گرفتيم و بعد به آقا مجتبی داديم. کمی بزرگ بود. به يک انگشترسازی برديم تا کوچکش کند و خرجش 600 تومان شد. خلاصه خرج حلقه داماد 600 تومان شد.

به آقا گفتيم در همه اين مسايل احتياط کرديم، ديگر لباس عروس را به ما بسپاريد و آقا هم فرمودند: «آن را طبق متعارف حساب کنيد.» در همان ايام، ما خودمان برای پسرمان عروسی می گرفتيم و يک لباس عروس برای عروسمان سفارش داده بوديم بدوزند.

خلاصه قبل از اينکه عروسمان استفاده کند، همان شب دخترمان استفاده کرد. بعد آقا گفتند: «من يک فرش ماشينی می دهم، شما هم يک فرش بدهيد.» و به اين ترتيب مراسم برگزار شد. برای عروسی هم درو پيکان از اقوام ما و دو پيکان هم از اقوام آقا آمده بودند. مراسم در خانه ما تا ساعت 1 طول کشيد.

خانواده آقا آمده بودند که عروس را ببرند، البته آقا ظاهرا کاری داشتند و نيامده بودند. اما وقتی عروس را به خانه آورديم، ديديم آقا هنوز بيدار نشسته اند و منتظرند که عروس را بياورند. فرمودند: « من اخلاقا وظيفه خود می دانم برای اولين بار که عروسمان قدم به خانه ما می گذارد، من هم بدرقه اش کنم و به اصطلاح خوش آمد بگويم.»

ما خيلی تعجب کرده بوديم و فکر نمی کرديم آقا تا آن ساعت شب بيدار باشند، حتی آقا آن شب هم غذا نخورده بودند. چون خانواده آقا سرشان شلوغ بود، به آقا غذا نداده بودند. آقا گفتند: «دکتر! امشب شام هم نداشتيم، من به يکی از پاسدارها گفتم شما چيزی خوردنی داريد؟ آنها گفتند که غير از کمی نان چيز ديگری نداريم. گفتم: همان را بياوريد. می خوريم.»

بعد هم که عروس وارد شد، آقا چند دقيقه ای برايشان در مورد تفاهم در زندگی و شرايط و اهميت زندگی زناشويی صحبت کردند و تا پای در خانه، عروس را بدرقه کردند و خوش آمد گفتند. رعايت آداب حتی تا چنين جايگاهی چقدر ارزش دارد. اينها از برکت انقلاب اسلامی و خون شهداست.

ايشان دستور دادند حتی از ريزترين وسايل دفتر استفاده نشود، چون مال بيت المال است. حتی اگر مشکل وسيله نقليه هم پيش آمد، اجازه ندارند از وسايل دفتر استفاده کنند

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه دوم مهر 1386 ساعت 23:24


امام صادق عليه السلام :
بدان مكه حرم خدا، و مدينه حرم رسول خدا محمد مصطفى صلى الله عليه و آله ، و كوفه حرم اميرالمؤمنين على مرتضى عليه السلام است .بدان كه حرم من و حرم امام زمان قم است .


آگاه باش كه بهشت هشت در دارد كه سه در آن به قم باز مى شود.


در آنجا زنى از فرزندان من مدفون خواهد شد.نام اوفاطمه معصومه دختر موسى بن جعفر است و شيعيان من بواسطه شفاعت او داخل بهشت مى شوند.


قم همواره دارالمؤ منين ، و جايگاه بسيارى از اعلام و اكابر محدثين و علماء نامدار شيعه بوده است . اهل قم از دير باز از شيعيان واقعى اهل بيت عصمت و طهارت بشمار مى آمده اند.


گويند: زمانى حاكمى سنى مذهب به ولايت قم منصوب شد. روزى بزرگان شهر را احضار كرد و خطاب به آنان گفت : شنيده ام شما خلفاء ثلاثه را دشمن مى داريد، و نام ايشان را بر اولاد خود نمى گذاريد. بخدا سوگند، اگر كسى را نزد من نياوريد كه نامش يكى از آنان باشد شما را عقوبت مى كنم .


مردم قم سه روز مهلت خواستند، وسعى وافر بريافتن چنين شخصى نمودند. لكن كسى را نيافتند. ناچار مردى غريب و قبيح و مبتلا به همه امراض را نزد حاكم آوردند. حاكم چون او را بديد، دشنام داد، و با ناراحتى گفت : پس از چند روز چنين شخص زشت و بيمار و معيوبى را آورده ايد !؟
زيركى گفت : اى امير، هر چه مى خواهى بكن . ولى بدان كه در آب و هواى قم ، ابوبكر نامى بهتر از اين پرورش نمى يابد.
اين حكايت در باره شيعيان سبزوار نيز مشهور است

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع: