چه کسی بهترین انسان است؟!

مردی به امام رضا علیه السلام گفت:
به خدا قسم در روی زمین از لحاظ پدر، کسی شریفتر از تو نیست. فرمود: تقوا و پرهیزکاری به آنان شرافت بخشیده و فرمانبرداری خداوند سودمندشان کرده است.
دیگری به آن حضرت گفت: به خدا قسم! تو بهترین انسان هستی .
حضرت به او فرمودند:
ای بنده خدا ! سوگند یاد مکن . بهتر از من کسی است که برای خدا پرهیزکارتر و فرمانبردارتر بوده است .
میلاد با سعادت امام رضا (ع) مبارک باد.
میلاد با سعادت امام رضا (ع) مبارک باد.
میلاد با سعادت امام رضا (ع) مبارک باد.
میلاد با سعادت امام رضا (ع) مبارک باد.
میلاد با سعادت امام رضا (ع) مبارک باد.

خدمت عزیزان
در پستهای قبلی به دو نکته مهم اشاره کردم وشاهد بودید که یاهو لینک آن خبر کذایی را عوض کرد (اگر چیز دیگری به نظرتان میرسد نظر بگذارید لطفا)
لکن اینبار
بنا بر ماجرایی که از یکی از دوستان شنیدم
مصمّم شدم که انشاالله
اقدام به انتشار مطالبی کنم
که البتّه ممکن است ناراحت کننده باشد
امّا لازم است که همه آگاه شویم.
مثلا تمام وسایل تفریحی که وارد ایران میشود
صرفا برای خواب کردن و فریب جوانان است ،
چرا که تنها مذهبی که به صورت ریشه ای با ظلم و بیداد ؛
که امروزه ملحدان و عوامل آنان در اسراییل و آمریکا و انگلیس در حال انجامش هستند ؛ مخالف است ، شیعه می باشد که اوج آن شیعه اثنی عشریست.(عج الله تعالی فرجه الشّریف)
پس طبیعیست
زمانی که میبینیم و میشنویم چه جنایاتی با شیعیان در گوشه و کنار جهان صورت میدهند(خداون لعنتشان کند)
نمونه اش در یمن است که حتما خوانده اید
آنها از تخریب و ایذاء ما که در مرکز تمدّن و مهد اسلام و تشیّع هستیم
دست بردادر نخواهند بود(الله قطّع ایدیهم انشاأه)
و ما در زیارات داریم در مورد اما حسین (ع) که :
"اللهم العن من قتلک بالایدی و السنه"
نماد بارز زبانها امروزه همین تهاجمات فرهنگی و آن ملاعینی هستند که با انتشار کاریکاتور و کتاب و مقاله و بد تر از آن
فیلم و کارتون و انیمیشن و بسیار بسیار بد تر از آن
با بازیهای رایانه ای - آدامس - عروسک و غیره
سعی در تضعیف وتخریب ساختمانهای رفیع و زیبای اعتقادات درونی جوانان و کودکان و نوجوانان این مرزو بوم آسمانی و مقدّس دارند......
پس بر آن شدیم تا با مدد روح القدس جانی دگر در فضای جنگزده کشور بدمیم باشد که از سربازانش باشیم
انشا الله.
فیض روح القدس ارباز مدد فرماید *** دگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
انشاء ربّی
والله اعلم بما یکتمون
التماس دعا
گويند روزي ماهيان دريا جلسه اي تشكيل دادند و گفتند:ما سالها است اين حكايت را مي شنويم كه آب مايه حيات است .اما هرگز آب را نديده ايم .
اخيرا شنيده ايم در فلان نقطه از دريا، ماهي دانائي كه آب را ديده ، زندگي مي كند. پس بايد نزد او برويم تا آب را به ما نشان دهد.هنگامي كه ماهيان به او رسيدند، از او خواستند آب را به آنها بنماياند.
ماهي دانا گفت : شما چيزي غير از آب به من نشان دهيد تا من آب را به شما نشان دهم .
اين مثلي است براي كساني كه قائل به مبداء و معاد نيستند و مي گويند:اگر خدائي هست ، پس چرا او را نمي بينيم ؟ غافل از اينكه خالق جهان همه جا هست .چشم بصيرت مي خواهد تا به آثار او بنگرد و خالق جهان را در هر چيز مشاهده نمايد.
چنانكه اميرمؤ منان فرمود: ما راءيت شيئا الا و راءيت الله قبله و بعده و معه
هيچ چيزي را نديدم مگر اينكه قبل از آن و بعد از آن و با آن خدا را ديدم .سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد
و نحن اقرب اليه من حبل الوريد
خدا از رگ گردن به انسان نزديكتر است .دوست نزديكتر از من به من است
شخصي از امام صادق عليه السلام پرسيد:
اءرايت الله حين عبدته ؟ آيا خدائي را كه مي پرستي مي بيني ؟
فرمود: اني لم اعبد ربا لم اره
من خدائي را كه نبينم عبادت نمي كنم .
پرسيد: چگونه او را مي بيني ؟
فرمود: چشمها او را نمي بيند، لكن قلبها او را مي بيند

يامبر اكرم صلي الله عليه و آله بيست و يك روز يهوديان بني قريظه را محاصره كرد. هنگامي كه حلقه محاصره تنگ شد، بني قريظه از حضرت رسول تقاضا كردند همانطور كه با يهوديان بني نضير صلح كرده اند با ايشان هم مصالحه نمايند. به اين ترتيب كه پيامبر به ايشان اجازه بدهد از حدود مدينه به شام بروند.
حضرت از پذيرفتن تقاضاي صلح آنان ابا نمود و فرمود: آنان بايد حكم سعد بن معاذ را به نمايندگي از طرف مسلمانان در باره خودشان بپذيرند و شرائط او را قبول كنند.
بني قريظه از پيامبر خواستند ابولبابة بن منذر انصاري را براي مذاكره و مشورت بفرستند. زيرا او را خيرخواه خود مي دانستند و معتقد بودند آنچه به مصلحت آنان باشد مي گويد. چون زن و فرزند و اموال ابولبابه نزد يهوديان قرار داشت .
حضرت پذيرفتند و ابولبابه را براي مذاكره فرستادند.
يهوديان از او پرسيدند: چه مصلحت مي بيني ؟ آيا ما حكميت سعد بن معاذ را بپذيريم ؟
ابولبابة با دست به حلق خود اشاره كرد و به ايشان فهماند اگر به حكميت او راضي شويد، او به قتل شما حكم مي دهد. در نتيجه يهوديان حكميت سعد را نپذيرفتند. در اين هنگام جبرئيل بر پيامبر فرود آمد و او را از وقوع جريان بين ابو لبابه و بني قريظه خبر داد و اين آيه در اين باره نازل شد:
يا اَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا لاتَخُونُواللهَ وَالرَّسُولَ وَ تَخُونُوا اَماناتِكُم وَ اَنتُم تَعلَمُونَ
اي مؤ منان ، به خدا و رسول و در امانات الهي خيانت نكنيد در حالي كه خودتان مي دانيد شما خيانت كرده ايد.
ابولبابة مي گويد: به خدا سوگند، پس از اين عمل ، قدمي از نزد ايشان بر نداشتم مگر آنكه فهميدم به خدا و رسول او خيانت كرده ام .
آنگاه كه اين آيه نازل شد، ابولبابه چنان دچار وحشت و اضطراب گرديد و از كرده خويش پشيمان گشت كه خود را به يكي از ستونهاي مسجد النبي بست و گفت : به خدا سوگند، طعام نخورم و آب نياشامم تا اينكه يا بميرم يا خدا توبه مرا بپذيرد. پس هفت روز به آن حال بود و چيزي نخورد و نياشاميد تا از حال رفت و بيهوش شد.
در اينجا خداوند توبه ابولبابه را قبول كرد و اين آيه در شاءن او نازل شد:
وَ اخَرُونَ اعتَرَفُوا بِذُنُوبِهِم خَلَطُوا عَمَلا صالِحا وَ اخَرَ سَيِّئا عَسَي اللهُ اَن يَتُوبَ عَلَي هِم اِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحيمٌ
گروهي كه به گناهانشان اعتراف دارند و عمل صالح را با گناه مخلوط كرده اند، اميد است خداوند آنان را ببخشايد. همانا خداوند بخشنده و مهربان است .
ابولبابه به پاس قبولي توبه اش تصميم گرفت تمام اموالش را در راه خدا صدقه دهد، ولي پيامبر فقط ثلث مالش را پذيرفت در راه خدا به مصرف برساند.

امام رضا از آباء و اجداد طاهرينش عليهم السلام نقل مي كند كه امام حسين عليه السلام فرمود: پدرم اميرالمؤ منين در حال ايراد خطبه بود و مردم را براي جهاد تشويق مي فرمود.
جواني بر خاست و عرض كرد:يا اميرالمؤ منين مرا از اجر و فضيلت رزمندگان در راه خدا آگاه فرما.
اميرمؤ منان فرمود:در مراجعت از جنگ ذات السلاسل كنار رسول الله سوار بر شتر بودم ، همين سؤ ال را كه تو از من كردي ، من از رسول خدا پرسيدم .
پيامبر اكرم فرمود: رزمندگان هنگامي كه تصميم مي گيرند به جبهه بروند، خداوند آتش دوزخ را بر آنها حرام مي گرداند و برات آزادي از جهنم را برايشان امضا مي كند. هنگامي كه براي رفتن به جبهه مجهز مي شوند (لباس رزم مي پوشند و بند چكمه ها را محكم مي بندند، سلاح به دست مي گيرند و آمادگي كامل براي رفتن به جبهه پيدا مي كنند) خداوند به وجود اين رزمندگان بر فرشتگان فخر و مباهات مي كند. زيرا فرشتگان به خليفة اللهي انسان معترض بودند.
وَ اِذ قالَ رَبُّكَ لِلمَلائِكةِ اِني جاعِلٌ في الاَرضِ خَليفَةً قالُوا اَتَجعَلُ فيها مَن يُفسِدُ فِيها وَ يَسفِكُالدِّماءَ وَ نَحنُ نُسَبِّحُ بِحَمدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ اِني اَعلَمُ مالاتَعلَمُونَ
هنگامي كه با خانواده و دوستانش خداحافظي مي كنند، در و ديوار وجود برايشان مي گريند، و ازهمه گناهان بيرون مي آيند، چنانكه مار از پوستش بيرون مي آيد. خداوند براي هر رزمنده اي به چهل فرشته ماءموريت مي دهد او را از چهار طرف از خطرات حفظ نمايند، و رزمنده كار نيكي نمي كند مگر اينكه خداوند به او چند برابر پاداش مي دهد و براي هر روز، عبادت هزار عابد را كه هزار سال خدا را عبادت كرده باشد در نامه عمل وي مي نويسد. هنگامي كه در جبهه حاضر مي شوند و در مقابل دشمن مي ايستند، اگر همه دنيا جمع شوند نمي توانند ميزان ثواب يك رزمنده را محاسبه كنند.
وقتي به مقابله و مبارزه با دشمن برمي خيزند و دندانهايشان را بر هم مي فشرند و سلاحهاي خود را آماده و خشاب گذاري مي كنند و گام به گام به سوي دشمن نزديك مي شوند، فرشتگان ، رزمندگان را با بالهايشان فرا مي گيرند و از خداوند فتح و پيروزي و ثبات قدم براي رزمندگان مي خواهند. و منادي ندا مي دهد بهشت در زير سايه هاي شمشيرها و سلاحهاي رزمندگان است .
زماني كه يك رزمنده مورد اصابت گلوله يا تركش خمپاره و توپ قرار مي گيرد، گلوله خوردن براي او آسانتر از آشاميدن آب سرد و گوارا در تابستان است .
آنگاه كه شهيد مي خواهد بر زمين افتد به زمين نمي رسد تا اينكه خداوند زوجه اي از حورالعين برايش برانگيزاند. پس حوري بهشتي به او بشارت مي دهد به آنچه خداوند براي او از كرامت و عزت وعده داده است . چنانكه به مؤ من آل ياسين گفته شد.
قيلَ ادخُلِ الجَنَّةَ قالَ يا لَيتَ قَومي يَعلَمُونَ بِما غَفَرَلي رَبي وَ جَعَلَني مِنَ المُكرَمينَ
داخل بهشت شو. گفت : اي كاش قوم من مي دانستند پروردگارم مرا بخشيد و مرا در بهشت بسيار گرامي و بزرگ داشت .
هنگامي كه حوريهاي بهشتي سر شهيد را به دامن گرفته و بدن او به آرامي بر روي زمين قرار مي گيرد، زمين به شهيد مي گويد: آفرين بر روح پاكي كه از بدن پاك و طيب بيرون آمد. بشارت باد بر تو، زيرا خداوند براي تو چنان نعمتي بزرگ عطا فرموده كه هيچ چشمي تا كنون نديده و هيچ گوشي نشنيده و به هيچ قلبي خطور نكرده است .
خداوند به شهيد مي فرمايد: نگران همسر و فرزند، پدر ومادر خود مباش . زيرا من جانشين شهيد در خانواده او هستم و امورات و مشكلات زندگي آنان را خود بر طرف مي سازم .
ويقول الله عز و جل :انا خليفته في اهله ، من ارضا هم فقد ارضاني ، و من اسخطهم فقد اسخطني .
سپس مي فرمايد: هر كس شهيد و خانواده شهيد را راضي گرداند، مرا راضي نموده ، و هر كس آنان را اذيت كند، مرا اذيت نموده است .
خداوند به شهيدان اجازه مي دهد در بهشت به هر جائي كه مي خواهند و اراده كنند بروند و تماشا كنند و از ميوه هاي بهشتي بخورند.
خداوند به هر شهيدي هفتاد غرفه از غرفه هاي بهشتي اعطاء مي فرمايد كه فاصله هر غرفه اي به اندازه فاصله بين صنعا و شام است و نور هر غرفه اي همه جا را روشن و نوراني مي سازد.
هر غرفه اي هفتاد در دارد. بر هر دري هفتاد پرده زربافت ، و در هر غرفه اي هفتاد خيمه و در هر خيمه اي هفتاد تخت طلائي كه پايه هايش از زمرد و زبرجد است ، بر هر تختي چهل بستر به طول چهل ذراع ، و بر هر بستري زوجه اي از حورالعين كه هر يك را هفتاد كنيز و هفتاد غلام آماده به خدمت باشند

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: يا علي ، 600 هزار گوسفند مي خواهي ، يا 600 هزار دينار، يا 600 هزار كلمه ؟
حضرت علي عليه السلام پاسخ داد: يا رسول الله ، 600 هزار كلمه .
پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: 600 هزار كلمه را در 6 كلمه جمع مي كنم و برايت مي گويم :
1 - هر گاه ديدي مردم به مستحبات مشغولند، تو در انجام واجبات بكوش .
2 - هر گاه ديدي مردم براي دنيا كار مي كنند، تو براي آخرت تلاش كن .
3 - هر گاه ديدي مردم به عيوب ديگران سرگرم هستند، تو به عيوب خود پرداز.
4 - هر گاه ديدي مردم به تزئين دنيا پرداخته اند، تو در تزيين آخرت خود بكوش .
5 - هر گاه ديدي مردم به بسياري عمل و كميت آن دل خوش كرده اند، تو به كيفيت توجه كن و بهترين عمل را برگزين .
6 - هر گاه ديدي مردم به خلق متوسل شده اند، تو به خالق توسل جوي و كارت را به او واگذار.

عارفى گفت : انسان اگر پيامبر باشد، از زبان مردم آسوده نمى ماند.
زيرا اگر پركار باشد، گويند: احمق است .
اگر از مردم دستگيرى كند، گويند: افراط مى كند يا بيكار است .
اگر ساكت ماند، گويند: لال است .
اگر سخن گويد، گويند: پر حرف است .
اگر روزها روزه بگيرد و شبها به نماز ايستد، گويند: تزوير و ريا مى كند.
و اگر... و اگر....
پس به مدح و ذم مردم اعتناء مكن و جز رضاى حق مطلب .

عرض كرد: يا رسول الله ، صبح كردم در حالي كه هشت طلبكار دارم .
1 - خداوند، واجبات را از من مطالبه مي فرمايد.
2 - شما (رسول خدا)، عمل به سنت را مطالبه مي نماييد.
3 - دو فرشته موكل ، راستي در گفتار را مطالبه مي كنند.
4 - ملك الموت ، جانم را مي خواهد.
5 - همسر، ثروت و قدرت مي خواهد.
6 - شيطان ، معصيت و نا فرماني از من انتظار دارد.
7 - نفس ، شهوت و لذت و كامجوئي از من مي طلبد.
8 - دنيا، رغبت به خود را مطالبه مي كند.
حضرت امير: برترين اعمال آنست كه نفس بر انجام آن ناراحت و ناراضي باشد.
لقمان : فرزندم ، هرگز به مدح و ذم مردم اعتنائى مكن . زيرا هر اندازه بكوشى نمى توانى رضايت همه مردم را تحصيل نمائى . پس چنان كن كه خدايت از تو راضى باشد.
فرزند: پدر، دوست دارم شاهدى بر موعظه خود بياورى .
لقمان حكيم همراه فرزندش با الاغ خود از خانه بيرون رفتند.
لقمان سوار الاغ شد و فرزندش پياده مى رفت . جمعى از مردم گفتند: اين پيرمرد چقدر بى رحم است ، خودش سوار شده و طفل خرد سالش بايد پياده برود.
لقمان پياده ، و پسر سوار شد. گروهى ديگر گفتند: چه پسر بى ادبى ، او سوار بر الاغ شده ، ولى پدر پيرش پياده مى آيد.
اين بار هر دو سوار شدند. عده اى گفتند: اينها چقدر بى رحم هستند. الان پشت الاغ مى شكند.
ناچار هر دو پياده شدند و به حركت خود ادامه دادند. بعضى گفتند: اينها چه اندازه احمق هستند، الاغ دارند، اما پياده مى روند.
لقمان : فرزندم ، حالا دانستى هيچ راهى براى كسب رضايت همه مردم نيست !؟
.jpg)
1 - جحيم : 26 بار در قرآن آمده است . وَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِاياتِنا اوُلئِكَ اَصحابُ الجَحيمِ
اصحاب جحيم را بر سنگهاي آتشين قرار دهند كه مغزشان مانند ديگ به جوش آيد.
2 - لظي : كلا اِنَّها لَظي * نَزاعَة لِلشَّوي * تَدعُوا مَن اَدبَرَ وَ تَوَلي * وَ جَمَعَ فَاءَوعي
در آنجا پوست بدن دوزخيان در ميان آتش كنده مي شود وآنجا جايگاه كساني است كه به حق پشت كرده و از معبود حقيقي روي گردانيده اند و در دنيا مال و ثروت فراوان جمع كرده اند و حقوق الهي را نپرداخته اند.
3 - سقر : چهار بار در قرآن تكرار شده است .
سَاءُصليهِ سَقَر * وَ ما اَدريكَ ما سَقَرٌ * لاتَبقي وَ لاتَذَرَ * لَواحَةٌ لِلبَشَرِ * عَلَيها تِسعَةُ عَشَرَ
بزودي او را در آتش سقر مي افكنيم و تو چه مي داني سقر چيست ؟ سقر آتشي است كه پوست و گوشت و استخوان و همه وجود انسان را مي سوزاند و چيزي باقي نمي گذارد. باز خداوند آن اجزا را زنده مي گرداند و بار ديگر آتش سعير همه را مي سوزاند، و آن آتشي است كه پوست را تا زماني كه ظاهر است و كاملاً نسوخته ، بتدريج و به شدت سياه مي كند و نوزده ملك بر آن موكل هستند.
4 - حطمه :
كَلا لَيُنبَذَنَّ فِي الحُطَمَةُ * وَ ما اَدريكَ مَا الحُطَمَةُ * نارُاللهِ المُوقَدَةُ* اَلَّتي تَطَّلِعُ عَلَي الاَفئِدَةِ * اِنَّها عَلَيهِم مُؤ صَدَةٌ * في عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ
حطمه آتشي است كه خداوند آن را بر افروخته و شراره هاي بزرگي از آن جدا مي شود كه گويا شتران بر هوا مي روند و هر كس را در آن مي افكنند به زودي در هم شكسته مي شود و مي سوزد، تا مانند سرمه اي كوچك شود، در حالي كه روح از آن مفارقت نمي كند، سپس ايشان را به حالت اوليه خود بر گردانند و دو باره در حطمه مي سوزد و اين عمل تكرار مي شود.
5 - هاويه : وَ اَما مَن خَفَّت مَوازينُهُ فَاءُمُّهُ هاوِيَةٌ * وَ ما اَدريكَ ماهِيَه * نارٌ حامِيَةٌ
اهل هاويه كه در آنجا گرفتار عذاب سخت الهي شده اند فرياد مي زنند: اي فرشته موكل بر هاويه ، به فرياد مابرس . فرشتگان از دوزخيان فريادرسي مي كنند به اينكه ظرفي آتشين مانند مس گداخته كه پر است از چركها و خونها و عرقهائي كه از بدنشان جاري شده ، برايشان مي برند تا آنها بياشامند. هنگامي كه اين ظرف را نزديك صورتهايشان مي برند، پوست و گوشت صورتشان از شدت حرارت آن ظرف آتشين و محتويات آن مي سوزد و كنده مي شود.
اين همان است كه خداوند قهار در قرآن كريم به آن اشاره فرمود:
اِنا اَعتَدنا لِلظالِمينَ نارا اَحاطَ بِهِم سُرادِقَها وَ اِن يَستَغيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالمُهلِ يَشوي الوُجُوهَ بِئسَ الشَّرابُ وَ سائَت مُرتَفِقا.
هر كس در هاويه بيفتد، هفتاد سال در آتش آن فرو رود. و هر زمان كه پوستش بسوزد واز بين برود، حق تعالي به جاي آن پوست ديگري مي روياند و مي سوزاند.
6 - سعير: 16 مرتبه در قرآن ذكر شده است .
و آن جايگاهي است كه سيصد سراپرده از آتش است و در هر سراپرده اي سيصد قصر از آتش ، و در هر قصري سيصد خانه آتشين ، و در هر خانه اي سيصد نوع عذاب ، و در آنجا مارها و عقربها به صورت آتش و غل و زنجيرهاي آتشين قرار دارد. چنانكه خداوند فرمود: اِنا اَعتَدنا لِلكافِرينَ سَلاسِلَ وَ اَغلالا وَ سَعيرا
7 - جهنم : 77 مرتبه در قرآن تكرار شده است . اين بدترين طبقات دوزخ مي باشد.
قُل لِلَّذينَ كَفَرُوا سَتُغلَبُونَ وَتَحشَرُونَ اِلي جَهَنَّمَ وَ بِئسَ المِهادُ
فلق و صعود و اثام در اين طبقه قرار دارد فلق چاهي است كه وقتي كه در آن را مي گشايند، جهنم مشتعل مي شود صعود كوهي است از مس در وسط جهنم ، اثام رودخانه اي است از مس گداخته و ذوب شده ، كه در دو طرف كوه جاري است .

حضرت فرمود: اي ثعلبه ، مال كمي كه بتواني از عهده شكرش بر آئي ، بهتر است از مال زيادي كه از عهده شكرش بر نيايي . آيا نمي خواهي كه به من پيامبر اقتدا كني ؟ به خدا سوگند، اگر بخواهم كوههاي دنيا برايم طلا و نقره مي شود.
او بار ديگر خواسته خود را تكرار كرد و گفت : سوگند به خداوندي كه تو را مبعوث كرد، اگر خدا به من مالي بدهد، هر آينه حق هر ذي حقي را ادا خواهم كرد.پيامبر اكرم برايش دعا نمود.
ثعلبه گوسفندي خريد. به تدريج با خريداري گوسفندان ديگر و توليد مثل ، صاحب گله اي شد. به طوري كه ديگر نتوانست در شهر بماند و به يكي از روستاهاي اطراف مدينه رفت .
پس از مدت كوتاهي وضع ماديش خيلي خوب شد. لذا از شهر مدينه دوري گزيد و از نماز جماعت و جمعه محروم گشت .
پيامبر كسي را فرستاد تا زكوة گوسفندانش را بگيرد.
ثعلبه از پرداخت زكوة امتناع ورزيد.
پيامبر فرمود: واي بر ثعلبه ! و اين آيات در باره او نازل شد:
وَ مِنهُم مَن عاهَدَ اللهَ لَئِن اتينا مِن فَضلِهِ لَنَصَّدَّ قَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصالحينَ فَلَما آتيهُم مِن فَضلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَ لَّوا وَ هُم مُع رِضُونَ
بعضي از مردم با خدا پيمان بستند اگر خداوند به ما نعمتي يا ثروتي عطا نمايد، آن را در راه خير و صواب به مصرف مي رسانيم و از نيكو كاران خواهيم بود. ولي هنگامي كه به ايشان از روي فضل و كرمش چيزي مي دهد، آنان بخل ورزند و از پيمان خود روي گردانند.

شخصي را به اتهام مستي و شرب خمر نزد حاكم آوردند تا بر او حد جاري كند.
حاكم : چرا شراب خوردي ؟ مگر نمي داني شرب خمر حرام است ؟
متهم : مگر قرآن نخوانده اي كه مي فرمايد: سُبحانَكَ هذا بُهتانٌ عَظيمٌ اشاره به اينكه من شراب نخورده ام و به من تهمت مي زنند.
حاكم : بسيار خوب ، من تحقيق و تفحص مي كنم ، ببينم تهمت است يا واقعيت دارد.
متهم : مگر آيه لاتَجَسَّسُوا را نخوانده اي كه مي فرمايد در باره امور شخصي مردم تجسس نكنيد.
حاكم : تو براي محاكمه آمده اي يا براي مجادله ؟ سوره قل يا ايها الكافرون را بخوان تا بدانم مستي يا هوشيار ؟
متهم : اگر در هوشياري من شك داريد، در هوشياري شما هيچ ترديدي نيست . پس اول شما سوره حمد را بخوانيد، تا من هم سوره كافرون را برايتان بخوانم .
حاكم : بسيار خوب ، اول من مي خوانم : الحمدلله رب العالمين .
متهم : كافي است . شما در همين آغاز سوره با وجود هوشياري دو اشتباه كرديد! يكي آنكه اعوذبالله نگفتي و حال آنكه خداوند مي فرمايد: فَاِذا قَرَاءتَ القُرآنَ فَاستَعِذ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ و ديگر آنكه بسم الله را كه جزء سوره است انداختي .
حاكم خطاب به افرادي كه متهم را دستگير كرده و نزد او آورده بودند، گفت : من گمان كردم شما مستي را نزد من آورده ايد. نمي دانستم بزرگترين قراء بلخ را آورده ايد. او را به حال خود رها كنيد تا هر كجا مي خواهد برود.
متهم : رفتن از حضور حاكم بدون دريافت جايزه عيب بزرگي است .
حاكم : گويا يك چيزي هم بدهكار شديم . پس دستور داد خلعتي به او بدهند.

There visitors
Plz C This Link First
Lie 1
This is a one of lies
that our Massoni-Zionist Friends(God Damn Them all)
have been maked
to prepare the popular minds for Pure nudity in "Dajjal's
Throne Age"
You can See ofcourse
the Clothes were have been used for along time ago
(in Holy Books) when Adam has been rejected from Eden !
but what makes these non-Bleaver Scientist To Emerge a
Great Lie Like This ???
really what they suppose us ? hum ?
answer 1
Answer 2
With The Best Wishes & Prayers For Seid Hasan Nasrollah(S).
اميرمؤ منان امام علي عليه السلام به كسي كه در محضرش استغفار كرد، فرمود: آيا مي داني معني استغفار چيست ؟ استغفار را مرتبه اي بس بلند است و بر شش معني واقع مي گردد.
1 - پشيماني از اعمال زشت گذشته .
2 - تصميم جدي بر ترك گناه .
3 - اگر گناه مربوط به حق الناس است حق را به صاحب حق برگرداني و او را از خود راضي سازي .
4 - اگر گناه مربوط به حق الله است و واجب از تو فوت شده ، و قضا نمائي .
5 - گوشتي كه از حرام بربدن روئيده ، با اندوه فراوان و مداومت بر عبادت ورياضت چنان آب كني كه پوست به استخوان بچسبد.
6 - جسمت كه شيريني و لذت گناه را چشيده ، تلخي و سختي طاعت را به او بچشاني . در اين صورت مي توان گفت : استغفرالله ربي و اتوب اليه

كَمَثَلِ الشِّيطانِ اِذ قالَ لِلاِْنْسانِ اُكْفُرْ فَلَما كَفَرَ قالَ اِني بَري ءٌ مِنكَ اِني اَخافُ اللهَ رَبَّ العالَمينَ
از ابن عباس روايت مي كند:
در بني اسرائيل عابدي به نام برصيصا بود. چهل سال عبادت خدا كرد تا به مقامي رسيد كه مستجاب الدعوة شد. دعايش به اندازه اي مؤ ثر بود كه بيماران و ديوانگان را مي آوردند تا به بركت دعاي او مداوا شوند.
روزي زن مجنوني را برادرانش براي معالجه نزد برصيصا آوردند. ديد خيلي زيبا است . شيطان او را وسوسه كرد. دست تجاوز به سوي او دراز نمود. برصيصا از بيم رسوائي و ريختن آبروي چندين ساله اش او را كشت و در مكاني به خاك سپرد.
شيطان سراغ برادران آن زن مجنون رفت و آنان را از ماجرا مطلع نمود.
برادران به قاضي شهر شكايت كردند. قاضي برصيصا را احضار نمود و از او در اين باره پرسيد.
برصيصا اقرار كرد. قاضي حكم به اعدام او داد.
هنگامي كه برصيصا بالاي دار بود، شيطان برايش تمثل يافت و به او گفت : من راز ترا فاش كردم و تو را به اين مهلكه انداختم . اگر از من اطاعت كني ، ترا نجات مي بخشم .
برصيصا گفت : چه كنم ؟
گفت : برايم يك سجده كن .
گفت : چگونه ترا سجده كنم در حالي كه من بر اين حالت بالاي دار هستم .
شيطان گفت : از تو به اشاره هم اكتفا مي كنم .
پس بر صيصائي كه سالها خداوند يكتا را عبادت مي كرد، در آخرين لحظات عمرش براي شيطان لعين رجيم سجده كرد و به خداي خويش كافر شد.
خداوند عاقبت كار همه ما را ختم به خير بگرداند و يك لحظه ما را به خود وا نگذارد
اِلهي لا تَكِلني اِلي نَفسي طَرفَةَ عَينٍ اَبَدا

اميرمؤ منان فرمود: چگونه انسان به خود مغرور مى شود و فخر مى فروشد در حالى كه
آغازش نطفه اى است متعفن ،
و پايانش مردارى است گنديده ،
و او در اين ميان حامل كثافات است .
با توجه به اینکه بعضی از دوستان در هنگام ثبت نام در گروه مذهبی حزب الله به مشکل برخوردند ، آموزش عضویت در گروه را تهیه کردیم تا دوستان به راحتی عضوگروه شوند.
راهنمای عضویت در گروه از لینک زیر دانلود کنید :
دانلود راهنمای عضویت در گروه مذهبی حزب الله
موفق باشید
التماس دعا
امير المؤ منين به مردي كه از وي موعظه خواسته بود، فرمود:
از آنان مباش كه بدون عمل صالح ، اميد آخرت دارند و با آرزوهاي دور و دراز اميد توبه در دل مي پرورانند.
از آنان مباش كه در باره دنيا سخن زاهدانه مي گويند و در آن مشتاقانه مي كوشند. هر چه از دنيا به آنان عطا شود، سير نگردند و اگر منع شوند، قانع نباشند.
از آنان مباش كه نهي كنند، ولي نهي نپذيرند، فرمان دهند، اما فرمان نبرند.
از آنان مباش كه نيكوكاران را دوست دارند، اما عمل نيك ايشان را انجام نمي دهند. و ازبدكاران ناراحتند، ولي خود يكي از آنان هستند.
از آنان مباش كه به خاطر كثرت گناهان از مرگ كراهت دارند.
از آنان مباش كه هنگام بيماري و گرفتاري از اعمال بد خود پشيمان مي شوند، ولي هنگام بهبودي و راحتي بي پروا به لهو و گناه روي مي آورند.
از آنان مباش كه در راحتي مغرور و در گرفتاري ماءيوس هستند.
از آنان مباش كه هنگام درد و مصيبت دست به دعا برمي دارند و هنگام آسايش و فراغت از خداوند رو مي گردانند.
از آنان مباش كه اگر ثروتمند شوند گرد نكشي و فتنه بپا كنند، و اگر فقير گردند ماءيوس و خوار شوند.
از آنان مباش كه اگر كاري كنند، در آن كوتاهي ورزند، و اگر چيزي خواهند، در آن اصرار نمايند.
از آنان مباش كه حوادث گذشته را براي عبرت ديگران باز گو مي كنند و خود عبرت نمي گيرند.
از آنان مباش كه غنيمت را غرامت و غرامت را غنيمت دانند.
از آنان مباش كه از مرگ مي ترسند، ولي به چاره جوئي بر نمي خيزند.
از آنان مباش كه سهم خود تمام گيرند، ولي سهم ديگران ندهند.
از آنان مباش كه همواره به سود خود و زيان ديگران حكم كنند و هيچگاه به سود ديگران و زيان خويش حكمي ندهند.
.jpg)
تصویر را در اندازه بزرگتر ببینید
پنج درس آموزنده و ارزشمند از امام صادق (ع)

1) مرحوم قطب الدّین راوندي روایت كرده است:
روزي از امام جعفر صادق علیه السلام سؤال كردند: روزگار خود را چگونه سپري ميفرمائي؟
حضرت در جواب فرمود: عمر خویش را بر چهار پایه و ركن اساسي سپري مينمایم:
ميدانم آنچه كه روزي براي من مقدّر شده است، به من خواهد رسید و نصیب دیگري نميگردد.
ميدانم داراي وظائف و مسئولیّتهائي هستم، كه غیر از خودم كسي توان انجام آنها را ندارد.
ميدانم مرا مرگ در ميیابد و ناگهان بدون خبر قبلي مرا ميرباید؛ پس باید هر لحظه آماده مرگ باشم.
و ميدانم خداي متعال بر تمام امور و حالات من آگاه و شاهد است و باید مواظب اعمال و حركات خود باشم .(1)
****************************************************************
2) در روایات متعدّدي وارد شده است:
هرگاه كه امام جعفر صادق علیه السلام در باغستان و مزرعه، بیل در دست داشته و مشغول كشاورزي و كارگري ميبود؛ و اصحاب و دوستان، حضرت را با آن حالت مشاهده مي كردند، عرضه ميداشتند: یابن رسول الله! چرا در این موقعیت خود را به زحمت انداختهاید؟!
اجازه فرمائید تا ما كمك كنیم و شما استراحت نمائید؟
حضرت در جواب ميفرمود: مرا به حال خود وا گذارید، من علاقهمندم كه خداوند مرا در حالتي مشاهده نماید كه با دست خود زحمت ميكشم و كار ميكنم و جسم خود را براي به دست آوردن روزي حلال به زحمت و مشقّت انداختهام.(2(
****************************************************************
3) بعضي از بزرگان همانند مرحوم إربلي حكایت كردهاند:
روزي مگسي بر صورت منصور دوانیقي نشست و منصور با دست خود آن را دور ساخت، مگس بار دیگر برگشت و بر همان جاي اول نشست و باز منصور آن را دور كرد.
و این كار چند مرتبه تكرار شد تا آن كه منصور به خشم آمد، در همان حال، امام جعفر صادق علیهالسلام وارد شد.
منصور گفت: یابن رسول الله! خداوند متعال براي چه مگس را آفریده است؟
حضرت در پاسخ فرمود: براي آن كه به وسیله آن، جبّاران را ذلیل و متواضع گرداند.(3(
****************************************************************
4)مرحوم نراقي در كتاب ارزشمند خود آورده است:
شخصي نزد امام جعفر صادق علیه السلام حضور یافت؛ و عرضه داشت: یابن رسول الله! پدرم پیر و ضعیف گشته است به طوري كه همانند بچه كوچك باید در خدمت او باشم؛ و نیز او را براي قضاء حاجت بغل ميكنم .
حضرت فرمود: چنانچه توان داشته باشي باید این كار را ادامه دهي؛ و نیز باید با كمال ملاطفت و مهرباني برایش لقمه بگیري و در دهانش بگذاري .
انجام این امور فرداي قیامت، راه ورود به بهشت را برایت آسان ميگرداند. (4)
****************************************************************
5) صفوان جمّال حكایت میكند:
روزي در خدمت آن حضرت بودم، كه فرمود: اي صفوان! آیا تعداد سفیران و پیامبراني را كه خداوند متعال براي هدایت بندگان؛ مبعوث گردانیده است، ميداني؟
عرض كردم: خیر، نميدانم .
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند یك صد و بیست و چهار هزار پیغمبر برانگیخت و به همان تعداد نیز وصي و جانشین منصوب و معرفي كرده، كه تمامي آنها اهل صدق حدیث و اداي امانت و زاهد در امور دنیا بودهاند.
سپس حضرت در ادامه فرمایش خود افزود: خداوند متعال پیغمبري بهتر و با فضیلتتر از حضرت محمد مصطفي صلي الله علیه و آله نفرستاد.
و نیز جانشیني بهتر و با فضیلتتر از جانشین آن بزرگوار یعني؛ حضرت امیرالمؤمنین امام علي بن ابي طالب علیه السلام معرفي نكرده است .(5(
پینوشتها:
1- مستدرك الوسائل، ج 12، ص 172، ح 15.
2- كافي، ج 5، ص 76/ بحارالانوار، ج 47، ص 57/ وافي، ج 17، ص 30 و 36.
3- كشف الغمّة، ج 2، ص 373.
4- جامع السّعادات، ج 2، ص 265.
5- بحارالانوار، ج 16، ص 352، به نقل از اختصاص شیخ مفید.
شهادت امام جعفر صادق(ع) بنیانگذار مذهب تشیع بر تمامی مسلمانان جهان تسلیت باد.

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
1 - بدترين كارها آنست كه نيكي را از بين ببرد و گناهان را جلب نمايد.
2 - بدترين عقايد آن است كه مخالف با شريعت باشد.
3 - بدترين گرفتاريها و مصيبتها، جهل و ناداني است .
4 - بدترين زنان او است كه به شوهر خود تمكين ننمايد.
5 - بدترين فرزندان آنست كه فرمان پدر و مادر خود را اطاعت نكند.
6 - بدترين خصلتها، دروغگوئي و دو روئي است .
7 - بدترين حاكمان كسي است كه بيگناه از او بترسد.
8 - بدترين فرماندهان كسي است كه هواي نفس بر او امير باشد و فرمان دهد.
9 - بدترين قاضي او است كه در قضاوت خود ستم كند.
10 - بدترين رئيس او است كه به زير دستان جور و ستم روا دارد.
11 - بدترين عمل آنست كه آخرت انسان را تباه سازد.
12 - بدترين وزير كسي است كه وزير اشرار و بد كاران باشد.
13 - بدترين مدح و ستايش آنست كه بر زبان اشرار و بدان جاري گردد.
14 - بدترين سخن آنست كه بعضي از آن بعض ديگر را نقض كند.
15 - بدترين دانشها آنست كه به آن عمل نشود.
16 - بدترين اموال آنست كه حق الله از آن خارج نگردد.
17 - بدترين دوستان كسي است كه هنگام آسايش به تو بپيوندد و هنگام گرفتاري با تو قطع رابطه كند.
18 - بدترين شهرها شهري است كه در آن امنيت نباشد.
19 - بدترين مردم كسي است كه خود را بهترين مردم بداند.
20 - بدترين بخششها آنست كه با تاءخير و با منت باشد.

تصویر را در اندازه بزرگتر ببینید
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اون آقایی که شبا رد میشد از کوچه ما کیسه به دوش کو ؟
ردّپای پر خراش بی خروش کو ؟
موهای آقا سفید جوونا
کسیه رو از آقا بگیرین
قامت آقا خمیده
جوونا
کیسه رو از آقا بگیرین
به من میگن علی کیه
علی امام عاشقاست
به من میگن علی کیه داغ دل شقایقاست
از ذکر علی مدد گرفتیم
وان چیز که میشود گرفتیم
در بوته آزمایش عشق
از نمره بیست 100 گرفتیم
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:
1 - بهترين سلاطين او است كه ريشه ظلم را بخشكاند و عدالت را زنده نمايد.
2 - بهترين دانشها آن است كه سودمند و همراه با عمل باشد.
3 - بهترين ستايشها آنست كه بر زبان نيكان جاري گردد.
4 - بهترين خنده ، تبسم است .
5 - بهترين كارها آنست كه انسان را از سختيهاي آخرت خلاصي بخشد.
6 - بهترين بخششها آنست كه در موقع حاجت و بدون منت باشد.
7 - بهترين مستشار، خردمندترين و با تجربه ترين مردم است .
8 - بهترين سخن ، راستي است .
9 - بهترين اميران كسي است كه بر نفس اماره اش امير باشد.
10 - بهترين مردم كسي است كه به مردم بيشتر سود برساند.
11 - بهترين اموال آنست كه ترا كفايت كند و نيازمنديهاي ترا بر طرف سازد.
12 - بهترين بندگان او است كه اگر نيكي نمايد، شاد گردد و اگر بدي كند، از خداوند آمرزش طلبد.
13 - بهترين صدقات ، صدقه پنهاني و بدون سؤ ال است .
14 - بهترين ارث پدران به فرزندان ، ادب و تربيت است .
15 - بهترين شكرها و سپاسگزاريها آنست كه ضامن زيادتي نعمت باشد.
16 - بهترين مواهب الهي ، عقل است .
17 - بهترين پندها آنست كه انسان را از زشتي باز دارد.
18 - بهترين نيكيها آنست كه به احرار و آزادگان برسد.
19 - بهترين دوستان كسي است كه در راه امتثال فرامين الهي و انجام تكاليف ديني بر تو سخت گيرد و با تو درشتي كند.
20 - بهترين حلال مشكلات ، ياد خدا است .
بهلول : بر ديوار كاخ هارون اين عبارات را نوشت :
اى هارون ، گل و گچ را بر افراشتى و مرتبه رفيع دادى ، ولى دين و قرآن را فرو گذاشتى و اعتنا نكردى .
اگر اين كاخ را از مال خود ساخته اى اسراف كرده اى ، و خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد.و اگر از مال مردم ساخته اى ، ظلم كرده اى ، و خداوند ستمكاران را دوست ندارد.

روزى هشام بن عبدالملك خليفه اموى ، سالم بن عبدالله زاهد را در مسجد الحرام ديد. به او گفت :
حاجتى از من بخواه .
سالم : حيا مى كنم در خانه خدا، از غير خدا چيزى بخواهم .
هنگامى كه سالم از مسجد بيرون رفت .هشام به دنبال او از مسجد خارج شد و گفت : اينجا كه خانه خدا نيست پس از من چيزى بخواه .
سالم : از حاجات دنيوى بخواهم يا حاجات اخروى ؟.
هشام : حاجات دنيوى .
سالم : من حوائج دنيوى خويش را از كسى كه مالك همه چيز است نخواستم ، چگونه از آنكس كه مالك چيزى نيست طلب كنم .
مقاله ای در مورد فراماسونری
این مقاله با تلاش دوست خوبم آقا مهدی تهیه شده و میتوانید از لینک زیر دانلود کنید:
منبع : http://pasdar-islam.blogfa.com
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ر![]()
ر![]()
1 - شما براى آخرت آفريده شده ايد، نه براى دنيا.
2 - همواره در طلب علم باش ، زيرا اگر ثروتمند باشى علم تو را زينت بخشد، و اگر فقير باشى تو را حفظ كند.
3 - آفت علم ، ترك عمل ، و آفت عمل ، عدم اخلاص است .
4 - آرزوهاى دور و دراز عمل انسان را تباه مى كند.
5 - عالم در ميان مردگان ، زنده ، و جاهل در ميان زندگان ، مرده است .
6 - آرامش و آسايش در سه چيز است : زن سازگار، فرزند خوب ، دوست موافق .
7 - تا سخن نگفته اى سخن در بند تواست ، چون سخن گفتى تو در بند آنى .
8 - بياموز و بياموزان .
9 - به ديگران اكرام و احترام كن تا تو را اكرام و احترام كنند.
10 - دوستى دنيا سر چشمه همه گناهان ، و ريشه همه فتنه ها و اساس همه گرفتاريها است .
11 - شيرينى پيروزى ، تلخى صبر و استقامت را از بين مى برد.
12 - سختى عقوبت ، لذت گناه را از بين مى برد.
13 - عاقل كسى است كه هر چيزى را بجاى خود قرار دهد.
14 - تلخى دنيا، شيرينى آخرت ، و شيرينى دنيا، تلخى آخرت است .
15 - از معصيت خدا در خلوت و تنهائى بپرهيز، زيرا شاهد حاكم است .
16 - فقيرى گرسنه نيست مگر اينكه غنى او را از حق خود منع كرده است .
17 - بى نيازى در نوميدى از مردم است .
18 - بزرگترين گناهان آن است كه انسان آن را كوچك و نا چيز بشمارد.
19 - هيچ عزتى بهتر از تقوى ، و هيچ گنجى بهتر از قناعت نيست .
20 - آنچه را نمى دانى مگوى ، بلكه هر چه مى دانى اظهار مكن .

1 - آنچه از دنيا به تو روآورد بگير، و از آنچه از تو روى گرداند روى گردان .
2- هر كس با حق در افتد، حق او را بر زمين خواهد كوبيد.
3 - كار نيك كنيد به هر مقدار كه مى توانيد، زيرا كوچك آن بزرگ ، و كم آن زياد است . و نبايد يكى از شما بگويد فلانى از من به انجام كار نيك شايسته تر است ، زيرا به خدا سوگند چنين خواهد شد.
4 - هر كس باطن و نهانش را اصلاح كند، خداوند ظاهر و آشكارش را اصلاح خواهد كرد.
5 - هر كس براى دينش عمل كند خداوند امر دنياى او را كفايت خواهد نمود.
6 - هر كس رابطه بين خود و خداوند را نيكو سازد، خداوند رابطه او و مردم را نيكو گرداند.
7 - هر روزى كه انسان در آن روز نافرمانى خدا نكند، عيد است .
8 - بزرگترين حسرتها در روز قيامت حسرت كسى است كه مالى را از راه نامشروع كسب كند و آنرا براى ديگران به ارث گذارد و وارث آنرا در راه خدا به مصرف رساند و داخل بهشت شود، در حالى كه مورث داخل دوزخ مى گردد.
9 - هر كس مصيبتهاى كوچك را بزرگ پندارد، خداوند او را به مصيبتهاى بزرگ مبتلا خواهد ساخت .
10 - نشانه ايمان آنست كه راستى را بر دروغ ترجيح دهى ، در جائى كه راستى به تو زيان ، و دروغ به تو سود مى رساند.
11 - از فرزندان آخرت باشيد نه از فرزندان دنيا، زيرا هر فرزندى در قيامت به مادرش ملحق مى شود.
12 - همچنانكه خورشيد و شب با هم اجتماع نكنند.حب خدا و حب دنيا در يك دل جمع نشود.
13 - هيچ گنجى سودمندتر از علم و عمل صالح نيست .
14 - هيچ ثروتى مانند علم ، و هيچ فقرى مانند جهل نيست .
15 - دنيا سراى گذشتن است نه سراى ماندن .
16 - در حوادث روزگار و دگرگونى اوضاع و احوال ، چهره هاى واقعى انسانها شناخته مى شود.
17 - آنچه را نمى دانيد بر زبان جارى نكنيد. زيرا در بيشتر موارد ، مطالب صحيح و برحق ، ناآگاهانه و ندانسته ، مورد انكار قرار مى گيرد.
18 - در شگفتم از كسى كه سخنى مى گويد كه در دنيا و آخرت برايش سودى ندارد.
19 - سكوتى كه مايه وقار و عزت باشد بهتر است از سخنى كه سبب عار و ذلت گردد.
20 - زبان حيوان وحشى گزنده اى است كه اگر به حال خود رها شود مى گزد.

