| رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید | وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید |
| صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست | فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید |
| ز میوههای بهشتی چه ذوق دریابد | هر آن که سیب زنخدان شاهدی نگزید |
| مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب | به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید |
| ز روی ساقی مه وش گلی بچین امروز | که گرد عارض بستان خط بنفشه دمید |
| چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد | که با کسی دگرم نیست برگ گفت و شنید |
| من این مرقع رنگین چو گل بخواهم سوخت | که پیر باده فروشش به جرعهای نخرید |
| بهار میگذرد دادگسترا دریاب | که رفت موسم و حافظ هنوز مینچشید |

فرا رسیدن عید نوروز و بهار طبیعت مبارک باد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فرا رسیدن عید نوروز و بهار طبیعت مبارک باد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فرا رسیدن عید نوروز و بهار طبیعت مبارک باد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فرا رسیدن عید نوروز و بهار طبیعت مبارک باد.
![]()
![]()
![]()
فرا رسیدن عید نوروز و بهار طبیعت مبارک باد.
![]()
بتکان خانه دل را

بيائيد بهاري شويم
بهاري بيانديشيم
بهاري فکرکنيم
بهاري بخوانيم وبنويسيم
بهاري ذهن وانديشه وباور خود را آرايش وويرايش کنيم......
يک سال ديگه گذشت! من و شما يک سال ديگه رو هم پشت سر گذاشتيم. چند سالمون شده؟ چقدر قرار گذاشتيم و شکستيم؟
آخر سال که ميشه ميشينيم و فکر ميکنيم که چقدر به اهدافي که براي خودمون تعيين کرده بوديم در اين سالي که گذشت رسيديم! اهداف مالي ، تحصيلي ، شغلي ، علمي و... اگه به يکي از اونها نرسيديم ميشينيم و فکر ميکنيم که چرا؟
چه موانعي باعث اين عدم موفقيت شده و تصميم مي گيريم به نحوي اون رو برطرف کنيم.
پس چرا براي رسيدن به بالاترين مقامي که بايد به اون برسيم برنامهاي جدي نداريم؟
مقام خليفه اللهي انسان که با رسيدن به جايگاه "بندگي" محقق ميشه! بالاترين ارزش يک انسان اينه که يک عبد باشه. يک عبد مخلص. يک عبد ذليل و حقير و مسکين و مستکين که هيچي از خودش نداشته باشه. بالاترين مقامي که هر روز برترين مخلوق خداوند رو به اون مقام ميشناسيم! اَشهَدُ اَنَّ مُحَمّد عَبدُهُ و رَسولُه.
همين امروز رو با سال قبل مقايسه کنيم. آيا تونستيم يک قدم به خدا نزديکتر بشيم؟ يا کيلومترها ازش دور شديم؟ در سالي که گذشت، با اعمالمون چقدر تونستيم رضايت امام زمانمون (روحي فداه) رو جلب کنيم که رضايت خداوند هم در گرو رضايت ايشون است؟ يا خدايي نکرده چقدر با کارهامون ، غمي رو غمهاي غروبهاي جمعهي ايشون گذاشتيم؟
قبل از شروع سال جديد همه رسم دارند که منزلشون رو تميز کنند. القَلبُ حَرَمَ الله! چرا ما خونههاي دلمون رو تميز نکنيم؟
بيا که خانه تکاني کنيم . خانهي دل!
اما اينقدر اين دل زنگار گرفته که به تنهايي کاري از پيش نميره ، پس متوسل ميشيم به کلام نوراني اباعبدالله الحسين عليه السلام در دعاي عرفه که ميفرمايد:
اِلَهي أَنْتَ الَّذِي أَشْرَقْتَ الْأَنْوَارَ فِي قُلُوبِ أَوْلِيَائِكَ حَتَّى عَرَفُوكَ وَ وَحَّدُوكَ وَ أَنْتَ الَّذِي أَزَلْتَ الْأَغْيَارَ عَنْ قُلُوبِ أَحِبَّائِكَ حَتَّى لَمْ يُحِبُّوا سِوَاكَ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى غَيْرِكَ
خداوندا! تويي که در قلوب اولياء و خاصانت با انواري متجلي شدي تا به مقام معرفتت برسند و ترا به يکتايي بشناسند. تو هماني که بيگانگان را از دل محبينات بيرون راندي تا غير از تو کسي را دوست نداشته باشند و جز به درگاهت به جايي پناه نبرند.
از خدا بخواهيم که محبتِ غير را از دلمون بيرون کنه و دلمون رو فقط معدن محبت خود و احبائش قرار بده.
بگيم خدايا با ما هم کاري بکن که غير از درگاه تو به جايي پناه نبريم که اگه از تو روي بگردانيم هميشه آغوش شيطان براي ما بازه.
اگه کسي خونهي دلش خونهي محبت خدا بشه بنا به گفته امام صادق عليه السلام ديگه به غير خدا مشغول نميشه:
إِنَّمَا خَالَطَ الْقَوْمَ حَلَاوَةُ حُبِّ اللَّهِ فَلَمْ يَشْتَغِلُوا بِغَيْرِهِ – گروهي که شيريني محبت خداوند با آنها عجين شده باشد به غير خدا مشغول نميشوند(اصول کافي جلد2 صفحه130)
از خدا بخواهيم که ميل به طاعت رو در درونمون بيشتر کنه و رغبتمون رو به گناه کم کنه که اون هم با چشيدن طعم شيرين همنشيني با خدا بدست مياد.
يَا مَنْ أَذَاقَ أَحِبَّاءَهُ حَلَاوَةَ الْمُؤَانَسَةِ فَقَامُوا بَيْنَ يَدَيْهِ مُتَمَلِّقِين
اي کسي که به دوستدارانت شيريني همنشيني را چشاندي که هميشه در درگاهت، نيازي متملقانه به جانب تو داشته باشند.(دعاي عرفه)
از خداوند بخواهيم که ما را از جملهي اين گروهي قرار دهد که در قرآن فرمود:
فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَه(مائده54)
يعني ميشه ما هم محبوب خداوند باشيم و هم محب او؟؟
چطور؟
جوابش رو در قرآن داريم:
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّه(آل عمران 31)
پس از خداوند بخواهيم که در سال جديد به ما توفيق دهد که از رسول خدا و خاندانش عليه و عليهم السلام پيروي کنيم و تقواي الهي پيشه کنيم تا شامل فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّه بشيم تا اگه غمي از غمهاي دل امام زمان (عج) برطرف نميکنيم ، لااقل غمي به غمهايشون اضافه نکنيم.
بي روي تو هرکس گذرد ليل و نهارش دلـگيـرتر از فصـل خـزان است بهارش
بـهـتـر کـه هـمه عـمر ز هم باز نگردد چشمي که نشد باز دمي بر رخ يارش
سال که تحويل ميشه اولين کارتون چيه؟؟ به بزرگترها سر ميزنيد؟
امسال بياييم بگيم آقا جان! بزرگ ما شماييد. سال که تحويل شد بگيم:
سلام علي آل ياسين!! بگيم آقا جان ما ايرانيها رسممون اينه که ديد و بازديد داريم، متي ترانا و نراک؟ عيبي نداره آقا جان! دل عاشق به پيغامي بسازه!
بگيم :
آقا ! بزرگترهاي ما حتي اگه ما خيلي بد بوديم براي عيد وقتي به در خونشون ميريم در رو به رومون باز ميکنند!
بياييم امسال عيدمون رو با آقامون شروع کنيم و از بزرگمون غافل نشيم.راستي اگه آقا بخوان بيان منزل ما ، ما آمادگيش رو داريم؟
اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره و شيعته و المستشهدين بين يديه.
لحظه تحویل سال نو بنده حقیر را هم دعا بفرمایید
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
منبع :تبیان
نوروز منتظران

در تقویم انتظار، همه فصل ها از عطر بهارى حضرت مهدىعلیه السلام متبرك است.
نوروز منتظران روزى است كه از شب ظهور آغاز مى شود.
انتظار، فاصله اى است میان دو جمعه: جمعه ولادت و جمعه ظهور.
بهار، همه طراوتش را مدیون یك گل است: گل زیباى نرگس.
اگر سختى زمستان غیبت نبود، شوق آمدن بهار عدالت معنا نداشت.
خانه تكانى، رسم قدیمى همه منتظران بهار است. بهار مهدى علیه السلام از راه مى رسد، خانه تكانى دل ها را فراموش نكنیم.
بهترین هدیه اى كه مى توان براى گلدان شكسته قلب منتظران خرید، یك شاخه گل نرگس است.
جمعه ها كافى نیست، هر روز سهمى را به امام زمان علیه السلام اختصاص بدهیم.
منتظران واقعى به اشك و آه و دعا اكتفا نمى كنند.
نوروزها مى آیند و مى روند، حیف است اگر فقط با نقل و شكلات و شیرینى و دید و بازدید برگزارش كنیم.
كم لطفى مهمان است بر سر سفره بنشیند و صاحبخانه را نشناسد، حتى اگر او را نبیند.
امام زمان علیه السلام بیشتر از آن به گردن شیعه حق دارند كه فقط نیمه هاى شعبان و جمعه ها به یادشان بیفتیم.
اگر خورشید از چشم ما پنهان مانده است، تقصیر ابرها نیست، چشمان ما باران نخورده است.
حتى اگر امام از چشم ما غایب باشد، باز هم ما از چشم او غایب نیستیم.
اى كاش روزهاى «غفلت» ما از شب هاى «غیبت» او طولانى تر نبود.
مبادا فقط وقتى همه درها به رویمان بسته شد، درب خانه امام زمان علیه السلام را بزنیم.
مكه با همه صفایى كه دارد، بى گل روى مهدى علیه السلام بىصفا است.
هر دستى در آرزوى بوسیدن حجرالاسود است، حجرالاسود در آرزوى بوسیدن دست مهدى علیه السلام است.
منتظرتر از امام زمان علیه السلام سراغ داریم؟ 1168 سال در انتظار!
دلنشین ترین اشعار در دیوان انتظار، سروده دل سپرده ترین شاعران است، آنها كه دل به حضرت مهدى علیه السلام سپرده اند.
نماز هیچ مأمومى بى امام اقامه نمى شود، ما چند ركعت را به امام خویش اقتدا كرده ایم؟
دیر و زودش مصلحت است، امّا هیچ عریضه اى بى جواب نمى ماند.
سالروز آغاز ولایت و امامت امام زمان ، حضرت مهدی(عج) مبارک باد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سالروز آغاز ولایت و امامت امام زمان ، حضرت مهدی(عج) مبارک باد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سالروز آغاز ولایت و امامت امام زمان ، حضرت مهدی(عج) مبارک باد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

Immediate and unconditional deletion of Arabian Gulf from Google Earth

باز هم این غربیان دست به تحریف زدند و خلیج همیشه فارس ایران را ،در google earth خلیج عربی نامیدند.
برای اعتراض به این عمل ناپسند شکایت نامه زیر را امضا کنید.
http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html
به امید نابودی دشمنان ایران و اسلام
باز هم ملت شریف ایران حماسه آفریدند
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

ملت شریف ایران با حضور پرشور خود در پای صندوقهای رأی حماسه آفریدند و آمریکا و صهیونیستها را آرزو به دل گذاشتند.
به کوری چشم دشمن رای باید داد

انتخابات، عرصه هوشیارى ملت ایران
حالا اندكى بعد، انتخابات را ملت ایران در پیش دارد. من دربارهى انتخابات انشاءاللَّه توصیههائى دارم و عرض خواهم كرد به ملت ایران. این یكى از آن عرصههاى مهم است. این جا بایستى ملت ایران هوشیارى بهخرج بدهند، بدانند كه این یكى از همان امتحانها، یكى از همان عرصههاى كارآمدى، یكى از همان پیچهائى است كه از غفلت ما در آنجا ممكن است دشمن استفاده كند و ضربه به ما بزند. البته خداى متعال پشتیبان شما ملت عزیز و شجاع و فداكار و باوفا بوده است، بعد از این هم امیدواریم كه خداوند متعال انشاءاللَّه در همهى مراحل، ملت عزیز ایران را پشتیبانى كند.
انتخابات، عرصه ظهور و بروز وحدت
در آخر امسال، ما انتخابات داریم. انتخابات یك عرصهى ظهور و بروز وحدت ما، عقلانیت ما، شعور ملى ما می تواند قرار بگیرد. بعضى خیال می كنند انتخابات، زمزمههاى انتخابات، فضاى انتخاباتى، مایهى اختلاف است؛ نه، می تواند مایهى اتحاد باشد؛ می تواند تشجیع كنندهى به سرعت عمل و پیشرفت باشد؛ با رقابت مثبت. هر گروهى سعى كنند براى خدمتگزارى به این ملت، سهم متناسب با خودشان را كه لایق خودشان می دانند، به دست بیاورند؛ هیچ اشكالى ندارد. این رقابت مثبت به جامعه نشاط می بخشد، ما را زندهدل می كند، روح جوانى را بر جامعهى ما حاكم می كند. در همین انتخابات اگر بد عمل بكنیم، به هم بد بگوئیم، با هم كینهورزى كنیم، به یكدیگر تهمت بزنیم، برخلاف قوانین و مقررات رفتار كنیم، میتواند وسیلهى سقوط و ضعف و انحطاط باشد؛ دست خود ماست؛ امتحان الهى است.

انتخابات، افزایش قوت و اقتدار ملى
البته ملت ایران به فضل الهى آمادگىاش خیلى خوب است. شما هم بایستى این آمادگیهارا بیشتر كنید؛ بخصوص حالا كه مسئلهى انتخابات هم مطرح است. من خواهش میكنم همیشه، در همهى دورانها، انتخابات ها را وسیلهاى قرار بدهید براى قوت ملى، براى افزایش اقتدار ملى؛ نه براى تضعیف نظام و تضعیف آبروى ملت. جنجال هائى كه بعضاً از طرف بعضى از احزاب و گروه ها و جریان هاى سیاسى و جناحهاى بداخلاق در اطراف انتخابات میشود، تضعیف كنندهى كشور و ملت و نظام است. جناحهاى مختلف، جریانهاى مختلف، گرایشهاى مختلف، با شوق و ذوق و علاقهمندى همهى عواملشان را بسیج كنند و انتخابات را به عنوان یك هدف عالى، هدف خوب، هدف شیرین مورد توجه قرار بدهند و به دعوا و جنجال و اهانت و پنجه به روى هم كشیدن قضایا را نكشانند. انتخابات را وسیلهاى بكنید براى اینكه دشمنان را ناامید بكنید و انشاءاللَّه این انتخابات هم مثل بقیهى انتخابات ها مایهى عزت روزافزون اسلام باشد.
من کسی هستم که نمی خواهم ناآگاهانه حجاب داشته باشم , نمی خواهم بدون انگیزه و هدف کاری را انجام دهم ....
من می خواهم بدانم که:
چرا به مرد ها نمی گویید نگاه نکنند و به زن ها می گویید خود را بپوشانند ؟
چرا مرد ها هر چه بخواهند می توانند بپوشند ولی زن ها نه ؟ ...
البته تصور نکن که من کافر هستم . من هم خدا را قبول دارم . بنده ناسپاسی هم نیستم و نمی خواهم خدا از من ناراضی باشد . من نمی خواهم که خدا مرا مجازات کند .... . ( مهدی عدالتیان , نامه به خواهرم , با اندکی تصرف)
و حرف هایی از این قبیل که سوالات بسیاری از خانم ها می باشد . سوالاتی که می تواند به مرور زمان انسان را از کار درست خود دور کند .
ما می خواهیم یکدیگر را در پیدا کردن جواب این سوال ها و سوالات و شبهات دیگری یاری کنیم و به فرموده خداوند متعال در سوره عصر "و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر " "یکدیگر را در حق یاری کنیم و یکدیگر را به پیروی از حق و صبر کردن در آن سفارش کنیم که در غیر این صورت از زیان کاران خواهیم بود . ( ان الانسان لفی خسر )
1. خداوند در سوره مبارکه نور ابتدا مردان را مورد خطاب قرار می دهد و سپس زن ها را .
2. این که گفته شده است مردان هر چه می خواهند می توانند بپوشند نه خیر این طور هم نیست . بلکه اگر مردی بداند با پوشیدن لباسی موجب گناه و مفسده خواهد شد , باید از پوشیدن آن خودداری کند .
ولی این که چرا بیشتر زن ها را مورد خطاب قرار می دهند , این است که خداوند زیبایی وجاذبه را در وجود زن قرار داده است و یک گواه خوب براین مطلب ادبیات است . در اشعار شاعران از گذشته تا کنون , شاعران به توصیف زیبایی های زن و زلف و ابروی زنان پرداخته اند , نه به توصیف سبیل و موی مردان.
3. یک اصل عقلی وجود دارد آن این است که هر چیز گران بها احتیاج به مراقبت بیشتری دارد و بیشتر مورد طمع است . مثلا افراد طلا و جواهر را در گاوصندوق می گذارند و هیچ کس نمی آید ورق های آهن را در گاوصندوق بگذارد .
ضمنا اگر کسی وارد بانک شود و با پول زیادی از بانک خارج شود مسلما مورد طمع دزدان است . حال یا در جایی خلوت دزدان کار خود را انجام مي دهند یا همان جلوی بانک پول او را میزنند.
حال فرض کنید که این شخص بگوید که چرا من از پول خود حفاظت بکنم ! به دزدان بگویید دزدی نکنند . مسلما حرف غلطی است.
یا این که کسی طلا و جواهرات خود را در دسترس بگذارد و بگوید که به دزدان بگویید دزدی نکنند . باز هم حرف غلطی است .
پس این که بگوییم به مردان بگویید دزدی نکنند و نگاه نکنند در حالی که ما خود اصل عقلی را رعایت نکرده ایم , حرف غلطی است. همانند حرف مالباخته در مقابل عمل دزدان.
تمام عاقلان زمین قبول دارند که هر جا چیز ارزشمندی وجود دارد , صاحب آن باید از آن حفاظت کند نه این که آن را در معرض سرقت قرار دهد و بگوید به دزدان بگویید دزدی نکنند.
هیچ کسی نمی گوید که من مغازه خود را قفل نمی کنم و آن را باز می گذارم , به دزدان بگویید دزدی نکنند .
اما آیا اصلا می توان انگیزه ای برای داشتن حجاب داشت؟ اصلا حجاب پوشش است یا... (چون برخی نسبت های غلط که به حجاب داده اند می تواند از این نشات گرفته باشد.)؟
آیا حجاب اسلامي تنها چادر است ؟ بیاید با خودمان صادق باشیم . اگر کاری درست است آن را بدون ترس از حرف و فکر دیگران انجام دهیم و اگر غلط هم است آن را ترک کنیم .
منبع : حقیقت اسلام
خدا قسمت همه بکنه.
خدا تا شلمچه را قسمت من کرده ولی یک کمی اون طرف تر را نه ،ما لایق سرزمین مقدس کربلا نیستیم ، اگر بودیم از شلمچه تا کربلا که راهی نیست.
خدایا ما رو لایق کربلا کن.
خدایا زیارت ابا عبد الله را قسمت همه ما کن.

تصوبر را در اندازه بزرگتر ببینید
گفت: آري اين صداي ... است كه ميخواند.
گفتم: نه, نه خوب گوش كن من صداي قافله را ميگويم قافله دو كوهه كه دارد دور ميشود .
گفت: دور نميشود عزيزم دارد گم ميشود. گفتم: من نميگذارم كه صداي زنگ قافله دو كوهه در دالان گوشهاي من گم شود.
گفت: گم ميشود دير يا زود اين جبر تاريخ است.
گفتم :تاريخ مديون دو كوهه است.من هنوز صداي نيايشها را ميشنوم من هنوز صداي زيارت عاشوراها را ميشنوم. باور كن كه دوكوهه زنده است.
گفت:اين انعكاس دور صدايي است كه سالهاي سال مرده است.
گفتم : من جا ماندهام بايد بروم.قافله دوكوهه دارد ميرود.
گفت: ميرود نه بگو رفت.
گفتم: هواي آن روز ها را كردهام هواي دوكوهه را هواي بيرنگي را هواي يك رنگي هواي آن مردان بيادعا
گفت:اصحاب كهف شدهاي سكه بيوقت ميخواهي؟
گفتم:دلم براي آن روزها تنگ شده حسرت يك شبش را دارد من اينجا زنده نميمانم من با دوكوهه زندهام.
گفت: چشمهايت را باز كن تقويم بالاي سرت است . سال دو هزار را گذرانديم.دوره دل دادگي ها به خاطره ها پيوست.
از اينترنت حرف بزن.
گفتم:ديسكت براي گنجاندن شبهاي دوكوهه سرد است. من نمي توانم حاج همت را با آن همه عظمت را توي حقارت سي دي جا دهم. گفت: ديروز ها تمام شدند.دوكوهه ها و حاج همت ها رفتند.چشمهايت را باز كن دنياي خودت را ببين.
گفتم:دنياي من دوكوهه ها و حاج همت ها و با كري هاست..خاطرات من تاريخ مصرف ندارند . آنها تمام نمي شوند.
گفت : شعار نده به خيابانهاي شهرت نگاه كن آيا خاطرات گذشته ات را مي بيني؟ گفتم:نه هيچ كدامشان را ...اما گاهي ... گفت: گاهي چه؟
گفتم:گاهي سايه كسي را مي بينم كسي مثل محمد زماني , مجيد پازوكي, آقاسي, ابو الفضل سپهر.
گفت :اينها كه گفتي امروز قاب عكس شده اند فردا همايش خواهند شد و فرداتر فراموش.
گفتم:اما اينها با خونشان تاريخ را رنگ زده اند. رنگ تاريخ اين سرزمين هميشه سرخ خواهد بود.
گفت:باران گناه رنگ ها را با خودش مي برد.
راه دوري نرو,توي همين صندلي نشين ها, آنها كه دم از غم مردم مي زنند,آيا كسي را شبيه به با كري مي بيني؟ گفتم: نه انگار هيچ كس همرنگ او نيست.
گفت:آيا رد حاج همت را مي بيني؟
گفتم: نه
گفت:جاي پايش را توي اين همه دود و غبار مي تواني پيدا كني؟
گفتم: نه انگار...
گفت : انگار نه مطمئن باش كه راه آنها گم شده است.
گفتم:اما من هنوز مي بينمشان حي و حاضر و زنده .
گفت :چشمها را بايد شست ,
جور ديگر بايد ديد.
گفتم: را ه كه گم نمي شود .راه مي ماند مقصد مي ماند. آدمها گم مي شوند . آنها كه كورند آنها كه كر شده اند و صداي قافله را نمي شوند.
گفت: جنگ تمام شد دروازه هاي شهادت را بسته اند چفتش را هم انداخته اند.
گفتم: شهادت را با زخم و تير نمي دهند خيلي ها شهيد شده اند قبل از آنكه بميرند.
گفت:رفته ايم توي سال 86 .
سال خودت را باور كن شهادت غزل معاصر نيست. خاك و خاكريز رفته توي عكس ها .
گفتم: توي خيابان هم مي شود خاكريز زد.
دشمن لباس خاصي ندارد. خاكريزها هم تقويم ندارند.
گفت: باور كن از دوكوهه تنها اسم وخاطره اش مانده بيا حرف روز بزنيم.
گفتم: باور كن من هنوزهر صبح با صداي اذان دوكوهه از خواب بيدار مي شوم . گفت:اينجا تهران است دوكوهه نيست.بايد مراقب باشي كه چه مي گويي و چه مي كني.
گفتم: من همه جا را دو كوهه مي بينم و چه حيف كه تهران دو كوهه ي قشنگي نيست.
ابليس پاسخ داد: ده نفر.
1 - سلطان ستمگر
2 - ثروتمند متكبر.
3 - كسى كه توجه ندارد در آمدش از چه راهى است و آنرا در چه راهى مصرف مى كند.
4 - دانشمندى كه سلطان را بر جور و ستمش تصديق نمايد.
5 - تاجرى كه در تجارت و معاملات خود به مردم خيانت كند.
6 - محتكر.
7 - زانى .
8 - ربا خوار.
9 - بخيل .
10 - كس كه توجه نمى كند كه اموالش از كجا، و چگونه انباشته شده است ؟
سپس فرمود: دشمنان تو از امت من چند نفر هستند؟
عرض كرد: پانزده نفر:
1 - خود شما يا رسول الله .
2 - عالمى كه به علم خود عمل كند.
3 - حامل قرآنى كه به دستورات آن عمل نمايد.
4 - كسى كه براى رضاى خدا در پنج نوبت اذان گويد.
5 - دوستدار فقرا و مساكين و ايتام .
6 - كسى كه قلب رئوف و مهربانى دارد.
7 - خاضع در مقابل حق .
8 - كسى كه در راه طاعت خدا رشد و نمو كند و نماز شب بخواند.
9 - كسى كه خودش را از حرام حفظ نمايد.
10 - ارشاد كننده مردم در راه خدا.
11 - كسى كه همواره وضوء دارد و داراى طهارت است .
12 - سخاوتمند .
13 - خوش اخلاق .
14 - زنان عفيف با حجاب .
15 - كسى كه مهياى مرگ خويش است
رسول خدا عليه آلاف التحية و الثناء فرمود: غيبت چهار قسم است : يكى به كفر، ديگرى به نفاق ، سومى به گناه و چهارمى به مباح منجر مى شود.
قسم اول آنست كه هر گاه از غيبت كننده بپرسند: چرا غيبت مى كنى ؟ بگويد: اين غيبت نيست . اين قسم از غيبت كفر است ، زيرا به انكار حكم خدا منتهى مى شود.
دوم آنكه غيبت كننده به نام غيبت شونده تصريح نكند، ولى شنونده بداند مراد او كيست .
سوم آنكه هر گاه غيبت به غيبت كننده برسد، او را نگران و مضطرب سازد.
چهارم غيبت حاكم فاسق جائر كه مباح مى باشد.





