تبليغاتX
حزب الله
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 21:17
با سلام

گروه حزب الله ایران در نظر دارد که مطالعات ، تحقیقات و پژوهشهایی را پیرامون موضوعات زیر آغاز نماید:

 

۱.مهدویت

۲.صهیونیسم

۳ .فرقه های انحرافی (شیطان پرستی ،بهاییت ،وهابیت و...)

۴.تهاجم فرهنگی و راههای مقابله با آن

۵.نقد وبررسی فیلمها و بازیهای کامپیوتری ضد اسلامی وضد ایرانی

۶.فراماسونری

 ۷.بررسی و پاسخ شبهات رایج بین مردم(به عنوان مثال :ولایت فقیه-حقوق زن در اسلام ..)

************************************************************

از افرادی که علاقمند به همکاری میباشند دعوت میشود که با بیان ضمینه فعالیت ، مطالعه و پژوهش خود اعلام آمادگی نمایند تا با ساماندهی اعضا بتوانیم فعالیتهای خود را شروع نماییم.

 

 * در قسمت نظرات وبلاگ گروه حزب الله یا ایمیل گروه میتوانید اعلام آمادگی نمایید ، حتما ایمیل خود را ذکر نمایید تا بتوانیم توسط آن با شما ارتباط برقرار کنیم*

 

ان شاء الله پس از تشکیل گروهها با معرفی منابع  گروهها مطالعات خود را درباره موضوعات مطرح شده کامل مینمایند و درباره موضوعی که انتخاب کرده اند اطلاعات کافی را  بدست خواهند آورد که  پس از آن فعالیتهای اصلی گروهها شروع خواهد شد.

اطلاعات تکمیلی متعاقبا اعلام میگردد

با تشکر

 

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 10:23
میلاد با سعادت یازدهمین اختر تابناک امامت و ولایت ، امام حسن عسگری(ع) مبارک باد.

میلاد با سعادت یازدهمین اختر تابناک امامت و ولایت ، امام حسن عسگری(ع) مبارک باد.

میلاد با سعادت یازدهمین اختر تابناک امامت و ولایت ، امام حسن عسگری(ع) مبارک باد.

امام حسن عسگری

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 22:49
با سلام

دوستان که دانشجو هستند و میخواهند این طرح را در دانشگاه خود انجام دهند ،اعلام نمایند تا هماهنگی های لازم را انجام دهیم.

با تشکر

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 14:26
با سلام

یکی از دوستان (جناب رهگذر)درخواست کرده بودند تا مقالاتی با موضوع نفوذ صهیونیست بر رسانه را در اختیارشان بگذاریم.

فایل زیر را دانلود کنید که در آن تعدادی لینک در این باره وجود دارد، اگر کافی یا مفید نبود بفرمایید تا مقالات دیگری در اختیار شما بگذاریم.

 

دانلود لینکها

 

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه پنجم فروردین 1387 ساعت 23:8

خورشید مدینه

امام صادق علیه السلام

 

به یاد بحر حقایق، حضرت صادق علیه السلام

زبان رساى اسلام بود و مبین شریعت مصطفى(صلی الله علیه و آله).

با سخنانى حكیمانه، منطقى استوار، علمى سرشار، برگزیده روزگار به شمار مى‏آمد و ... بنده شایسته پروردگار.

در سال‎هاى سیاهى كه ابرهاى سلطه امویان، آسمان جهان اسلام را تاریك كرده بود و در سال‎هایى تیره‏تر، كه حكومت عباسیان، مسلمانان را به تیرگى نشانده بود.

او خورشید مدینه دین و دانش بود.

در میان این دو فصل سیاه و سرد و ابرآلود، چند صباحى كه خورشید وجودش از افق مكتب و مذهب تابید، اسلام و قرآن را جان بخشید.

او آبیارى نهال حق كرد تا این بذر ایمان پا گرفت و در افق ‏اندیشه‏ها تابان شد.

دین به نام او زنده گشت.

درخت علم، در بوستان كلامش رویید و به برگ و بار نشست.

گلشن فضل، از چشمه دانش او سیراب شد.

كتاب فقه، با «الفباى صادقى‏» نگاشته گشت.

وقتى چشمه فضل و فقه و علم و كمال او مى‏جوشید، حسودان و عنودان؛ ‏زبان به طعن مى‏گشودند و تیغ دشمنى بر مى‏كشیدند و پاى خصومت پیش ‏مى‏گذاشتند.

ولى... كدام دانشور را مى‏توان شناخت و نام برد كه از گنج دانش‏ حضرت صادق علیه السلام بهره نبرده باشد؟

و كدام معلم را مى‏توان یافت كه به اندازه او، تربیت‏یافته در مكتب عترت داشته باشد؟

حوزه‏هاى علمیه، نقش شاگردى او را به سر درهاى خویش نوشته‏اند.

فقیهان دین مدار، خوشه‎چین حدیث و حكمت صادقى‏اند.

آن چهار هزار گوش حكمت نیوش، كه از زبان این حجت ‏خدا حدیث ‏مى‏شنیدند و آن چهار هزار زبان و قلم كه به گفتن و نوشتن و ثبت ‏و نشر حقایق دین از زبان او مى‏پرداختند، هر كدام منشورى بودند كه آن نورهاى تابان را در رواق اندیشه‏هاى بشرى مى‏تاباندند و آن ‏معارف ناب و والا را از عرش بلند «علم لدنى‏» حضرتش، بر فرش‏ كتاب‎ها و دفترها فرود مى‏آوردند.

خوشا به حال آن چهار هزار حكمت‏آموز محضرش!

آنان، همچون نسیمى خوشبوى، از كوى معارف او گذشته، در پهنه ‏قلمرو اسلام، جوهره دین را پخش مى‏كردند و «قال الصادق‏» گویان، كام تشنگان معرفت را عطرآگین مى‏ساختند.

عصرى بود كه بدعت گذاران و دین ستیزان، در قالب‎هاى مختلف به‏ تحریف چهره آیین محمدى(صلی الله علیه و آله) مى‏پرداختند.

امام صادق علیه السلام بود كه خورشیدگون مى‏تابید و آن اوهام و خرافات و تحریفات را مى‏زدود.

درود بر سلسله نورانى راویان احادیث؛

آنان كه حلقه‏اى از «تعبد» و «اطاعت‏» بر گردن داشتند و بر گرد «آل الله‏»، پروانه‎وار مى‏چرخیدند و خوشه‎چین محضر آن انوار تابناك مى‏شدند، تا جهان در ظلمت نماند و بشریت از این كوثر ناب ‏و زلال، محروم نباشد.

ابان بن تغلب‏ها، هشام‏ها، مؤمن طاق‏ها، جمیل بن دراج‏ها، ابوبصیرها، زراره‏ها، سماعه‏ها، عمار ساباطى‏ها، جابر بن حیان‏ها، مفضل‏ها، صفوان‏ها و ... صدها ستاره فروزان، هر یك در فروغ‎گسترى ‏مكتب امام صادق(علیه السلام)، نقشى عظیم داشتند و حاملان و وارثان و راویان و ناشران آن علوم بودند.

سیراب شدگانى بودند از این زمزم جوشان!

باده نوشانى بودند از این ساغر كوثرگون!

آنان، كام دل را با حلاوت «مكتب عترت‏» آشنا ساخته بودند و از پیشوایان دین، به ویژه از صادق آل محمد، نه تنها علم، كه عمل هم ‏مى‏آموختند و نه تنها دانش، كه عصاره دین را از زبان او مى‏گرفتند.

امروز، بام و در كشور ما، «صادقیه‏» است.

اینك، در كشور امام صادق(علیه السلام)، فرهنگ اهل‏بیت علیهم السلام، سارى ‏و جارى است.

امروز، هر جا كه شیعه‏اى است، جعفرى است.

و هر جا كه حوزه‏اى است، صادقى است! ...

 

منبع:

ماهنامه كوثر، شماره 40، جواد محدثى .

 

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه پنجم فروردین 1387 ساعت 23:4

ركوع نرگس‌ها

پیامبر اکرم

مانده‏اند عالميان و آدميان كه كدامين لحظه را، لحظه ولادت تو بشمارند؟

كدامين روز را، روز تولد تو نام بگذارند؟

تو كى در وجود آمدى كه ورودت را و زمان آمدنت را جشن بگيرند؟

خورشيد و ماه و ستارگان تا بدانجا كه حافظه‏شان يارى مى‏كند به تو سلام مى‏گفته‏اند.

نرگس‎ها اولين ركوع حيات را بر آستان تو كرده‏اند.

موج‎ها از ازل سر بر ساحل رسالت تو مى‏ساييده‏اند.

سرسخت‎ترين و بى محاباترين لاله‏ها و آلاله‏ها در بى انتهاترين دشت‎ها، نام تو را هر پگاه فرياد مى‏كرده‏اند.

پيغمبران و رسولان همه در كلاس تو درس رسالت مى‏خوانده‏اند.

سرو و صنوبران مدام راستاى قامت تو را تداعى مى‏كرده‏اند.

بلبلان و قناريان هر چه ياد دارند، هميشه مدح تو مى‏گفته‏اند.

گل‎هاى محمدى همه با نام تو پر مى‏گشوده‏اند.

قطرات باران، انديشه حيات را وام از تو مى‏گرفته‏اند.

بنفشه‏هاى جان باخته و دل افروخته هميشه در صفحه سينه سوخته خويش تصوير روشنى از تو مى‏يافته‏اند.

در حافظه جويبارها، جز تكرار نام تو هيچ نيست.

شبنم‏ها هر چه به خاطر دارند بر تو درود مى‏فرستاده‏اند.

پيش از تو را، كسى به ياد ندارد.

بارى، مانده‏اند عالميان و آدميان كه كدامين لحظه را لحظه ولادت تو بشمارند.

موجودات هر چه به گذشته‏ها مى‏نگرند، هر چه در خورجين سوابق خويش جستجو مى‏كنند، هرچه زمين ماضى را مى‏كاوند، هر چه نگاه در زواياى حافظه مى‏گردانند، جز تو هيچ نمى‏بينند.

راهى بايد جست براى سخن گفتن از ولادت تو.

آنسان كه عرشيان لب به شكوه نگشايند و مقربان گره گلايه بر ابرو نيفكنند.

بدانگونه از تولد تو سخن بايد گفت كه هستى برنياشوبد و حيات بى‎قرارى نكند.

چه، هيچ رشحه‏اى از حيات، تو را پيش از خويش نيافته است.

و چگونه بيابد كه حيات از نور تو در وجود آمده است.

هستى، طفيل آمدن توست.

چنين نبود كه خداوند تو را براى هستى خلق كند.

هستى به افتخار تو آمد.

تو براى عالم نيامدى، عالم براى تو آمد.

مگر نه خداوند، تو را پيش از همه، از نور خويش آفريد و جهان از كرشمه چشم تو موجود شد؟

مگر نه افلاك در التهاب غمزه نگاه تو پديد آمد؟

مگر نه تو مقصود بودى و ماسوا به تبع ؟

آن گنج مخفى كه خداوند بود و دوست داشت كه يافته شود مگر به آفرينش تو يافته نمى‏شد؟

مگر تو برترين شناساى پروردگار خويش نبودى؟

چه كسى مى‏توانست بيايد كه او را بهتر از تو دريابد؟

مگر بناى آفرينش بر عبادت نبود؟

مگر تو عابدترين بنده خدا نبودى؟

مگر با خلق تو آن غايت به تحقق نمى‏نشست؟

مگر با آغاز تو، كار آفرينش پايان نمى‏گرفت؟

آرى، تو همه بودى و با آمدن تو انگيزه‏اى براى خلقت ديگران نبود .

آرى، ولى، تو «رحمة للعالمين» بودى.

و در «رحمة للعالمين» بودن تو همين بس كه عالم و آدم از نور تو آفريده شد و وام حيات از تو گرفت با آن كه تو خلق كامل و كاملترين خلق بودى.

بارى سخن گفتن از تو و ولادت تو نه سخت و دشوار، بل خطرناك و محال است.

محال از اين رو كه موجودات، پيش از تو نبوده‏اند تا از ولادت تو سخن بگويند، جز خالق، كسى زمان خلق تو را چه مى‏داند؟

و خطرناك از آن جهت كه تو معشوق خداوندى، تو حبيب و محبوب اويى.

و هيچ عاشقى، غيرتمندتر از خداوند به معشوق خويش نيست.

همو كه تو را سلام كرد و فرمود كه نه فقط خلايق و افلاك را كه بهشت و جهنم را حتى به خاطر تومى‏آفرينم. بهشت را محض ياران تو و جهنم را براى مخالفان تو.

آرى، با چنين غيرتمندى عاشق، سخن گفتن از معشوق بس خطر آكنده است.

معشوقى كه پيامبران سلف همه آرزو مى‏كرده‏اند كه از امت او باشند و در ركاب او.

معشوقى كه ملائك تا ابد مأمور صلوات بر او شده‏اند. معشوقى كه راه شناختش جز بر خدا و ولى او بسته است. چگونه مخلوقى كه از نور او پديد آمده است و نمى‏فهمد كه او از كى، كجا و چگونه بوده است، از او سخن بگويد؟

گوهر پاك تو از مدحت ما مستغنى است

فكر مشاطه چه با حسن خداداد كند؟

                                                                                                     "سید مهدی شجاعی"

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه پنجم فروردین 1387 ساعت 22:46

ميلاد با سعادت رسول اکرم (ص) وامام صادق(ع) مبارک باد.

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه دوم فروردین 1387 ساعت 21:41

كاروان می رود  ...

راهیان نور

قدم به مناطق جنوب كه می گذاری آسمان دلت بارانی می شود ، دیدگانت به اشك می نشیند و بغضی سنگین راه گلویت را می گیرد. از كنار شهرها كه می گذری بانگهای گرم و معصوم ، خود تو را به ضیافت سالهای جنگ فرا می خوانند و با تمام وجود ، زخمهای تنشان را در برابر دیدگانت به تماشا می گذارند تا روایت گر استقامت و ایثارشان باشی. آری! و تو عاشقانه به دیدارشان می شتابی! می دانی كه هنوز حرفهای ناگفته زیادی برای گفتن دارند. اما دریغ ! از محرمی كه گوش به حرفهای دلشان بسپارد.

از میان شهرها غریب تر ، خرمشهر را می یابی خرمشهری كه هنوز آثار جنگ را بر پیشانی سترگ خود به یادگار دارد.خرمشهری كه زیر بارش رگبارهای آتش دشمن، چشمهای به خون نشسته اش را تقدیم غروب كرد خرمشهری كه مردانش كوهی از ایثار و شهامت بودند. مردانی كه عاشقی را در لبیك به امام و مقتدایشان به اوج خود رسانده بودند.

سراغ بچه های جنگ را می گیریم ، او را می یابیم مردی از تبار مردان مرد! مردی از تبار آلاله های جا مانده از قافله شهدا ء! چقدر صمیمی با بچه ها برخورد می كنند! هنوز سادگی و صفای بچه های جنگ را دارد، با حرفهایش ما را به آن سالها می برد. گرم صحبت كه می شود برایمان از خرمشهر می گوید ، نگاه اشك ، میهمان ناخوانده چشمانش می شود ، جنان دقیق و لحظه به لحظه وقایع را برایمان بازگو می كند كه انگار همین دیروز بوده كه این حوادث اتفاق افتاده است.

می گوید ! وارد این جا كه می شوی باید با وضو وارد شوی ! چرا كه قطعه قطعه این خاك بوی بچه ها را می دهد ، كوچه ای را نمی توانی پیدا كنی كه آغشته به خون شهیدی نباشد. می گوید وقتی شهید مرتضی آوینی این جا می آید تا از زبان بچه ها حرف بكشد نمی تواند چرا كه این جا هنوز هم حماسه هست. هنوز هم ایثار هست.

وقتی از شب سقوط خرمشهر می گوید: یادی هم از شهید دانشجو «بهروز مرادی» می كند از او می گوید از حماسه هایش ، از بزرگی روحش!می گوید ، شبی كه حماسه ها به اوج خود می رسند ، شبی كه گلوله ها و تیرها بر تن چاك چاك بچه ها می نشیند شبی كه فریادهای « یا زهرا»« یازهرای » بچه ها بلند می شود شبی كه لحظه های ملكوتی دیدار معشوق بر چهره ها جلوه گر می شود شهید مرادی می آید درست زیر همین پل ( اشاره به پل خرمشهر) صدای كارون را ضبط می كند ، صدای بچه ها را ضبط می كند آن شب به جای اشك خون می گرید. وقتی از او علت را می پرسند، جواب می دهد: « مگر نمی بینید كارون دارد بچه ها را با خود می برد. مگر نمی بینید صدای «یا زهرا» « یا زهرای » بچه ها از دل كارون شنیده می شود، مگر ناله های عاشقانه بچه ها را نمی شنوید كه در راه رسیدن به دوست بی قراری می كنند ، می خواهم صداها را ضبط كنم تا برای همیشه در گوشم طنین اندار شود می خواهم به یاد همین بچه ها ، شب را به صبح برسانم ، می خواهم از همین بچه ها كه عاشقانه می روند تا انتقام سیلی زهرا را بگیرند بخواهم كه شفاعت ما را هم بكنند می خواهم ... . به این جا كه می رسد هق هق گریه هایش را می شنویم نگاهی را از بچه ها می گیرد و به سمت كارون خیره می شود.

چشم به امواج متلاطم كارون می دوزیم انگار زمزمه های عاشقانه بچه ها را از دل كارون می شنویم ، لحظات زیبا ، غروب دلمان را با خود می برد گویا غروب هم دلش به اندازه آسمان دیدگان مابارانی است.

مریم جلیل نژاد

میاندوآب- رشته مدیریت دولتی

منبع:سایت راهیان نور

نوشته شده توسط حزب الله | لینک ثابت | موضوع: